تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
و مفهوم لطافت ، لطيف است ) و نبايد گفت : او لطيف است ، بلكه از لطف برتر است و خالق و پديدآورندهء لطف است . و پروردگار من در صفت عظمت ، عظيم العظمة است ( يعنى نسبت به معنى و مفهوم عظمت با سعه و اطلاقش عظيم است ) و نبايد به او گفت : عظيم ، بلكه از عظمت فراتر است و خالق و موجد عظمت است . پروردگار من در صفت كبر و بزرگى كبير الكبرياء است ( يعنى نسبت به معنى و مفهوم كبريائيّت با گستردگى مفادش ، كبير است ) و نبايد به او گفت : كبير ، بلكه از كبريائيّت عالىتر است و كبرآفرين است . و پروردگار من در صفت جلال ، جليل الجلاله است ( يعنى نسبت به معنى و مفهوم جلال با اطلاق و عمومش ، جليل است ) و نبايد به او گفت : جليل و غليظ . پروردگار من قبل از هر چيزى است و نمىتوان گفت : چيزى قبل از اوست ، و بعد از هر چيزى است و نمىتوان گفت : چيزى بعد از اوست . با مشيّت و اراده‌اش اشياء را پديد آورد بدون اهتمام و كمر بستگى . او در آنچه ميل و رغبت دارد به تمام معنى الكلمه مىرسد و در مىيابد بدون مكر و حيله . او در داخل اشياء است ، همگى اشياء بدون آنكه با آنها ممزوج شود و بدون آنكه از آنها جدا گردد . ظاهر است نه به معناى مباشرت و مسّ و لمس . متجلّى و رخ نماينده است نه با رؤيت كردن و نظر نمودن با إبصار چشم . دور است نه با مسافت . نزديك است نه با نزديكى حسّى و مكانى . لطيف است نه با لطافت جسمى . موجود است نه به معناى پيدايش بعد از نيستى . فاعل است نه از روى قهر و اضطرار . اندازه دهندهء موجودات است نه با حركتى كه بنمايد . داراى اراده و خواست است نه از روى عنايت و اهتمام و پيش بينى . شنواست نه با آلتى همچون گوش . بينا است نه با آلتى همچون چشم . تمام مكانها نمىتوانند او را در برگيرند ، و وقت‌ها و زمان‌ها نمىتوانند با او مصاحب و ملازم و هم سير گردند ، و صفات ( از علم و قدرت و حيات و آنچه از اينها منشعب است ) نمىتوانند او را محدود نمايند . پينگىها و چرت‌ها او را نمىگيرند ( و از بيدارى و هشيارى او يك لحظه كاهش نمىيابد ) .