تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
1 - « اى امير المؤمنين ، تو پيوسته پس از رسول خدا به تنهائى دريائى بودى كه بر طالبان حقيقت و معرفت و پويندگان سبل سلام ، از فيضان و سرشارى خود ريزش مىنمودى . 2 - امواج اين دريا علم و دانش بود و لجّه‌ها و فراورده‌هاى آبهاى فراوان آن ، حجّت و برهان و كشف و روشنائى و ايضاح و برهان بود ( كه چون دريا موج مىزد ، آن علم و روشنى و ايضاح و برهان نمودار مىشد و حقيقت خود را نشان مىداد ) و حلم و بردبارى و صبر و شكيبائى تو ، در حكم دو كناره و دو حاشيهء اين دريا بود كه حافظ و نگهبان درياى پر خروش و سرشار از علم و معرفت بود ( و نمىگذاشت آبها بيرون بريزد و كثرت علم طغيان كند و زمام را از دست بيرون برد و گفتارى ما فوق طاقت اهل عالم را بر آنان تحميل نمايد و يا با شمشير ، حساب آنان را برسد ) و آنچه در زمرهء جواهرات و اشياء نفيسهء اين دريا به شمار مىآمد و گوهر گرانبهاى حاصل از اين بود همانا تقوا و عصمت و پاكى و طهارت بود كه به جهان انسانيّت ، هديه ارزانى مىشد » . بارى آنچه از حضرت نقل شده است دربارهء علوم الهيّه و معارف سبحانيّه و وحدت ذات حق تعالى و تقدّس و كشف رموز و اسرار جهان شگفت ، چه در « نهج البلاغه » و چه در ساير كتب ، به قدرى با عظمت و شكوه است و تا سر حدّى از اوج علو و بلندى و رفعت ، حائز مرتبهء عالى و راقى است كه عقول را متحيّر نموده و هيچكس قبل از آن حضرت و بعد از آن حضرت را ياراى معادلت و يا برترى با آن نبوده است . و اينك ما در اينجا چند خبر را در اين موضوع مىآوريم : اوّل حديث ذعلب است كه شيخ صدوق ، از احمد بن حسن بن قطّان ، و از علىّ بن احمد بن محمّد بن عمران دقّاق ، و آن دو نفر از احمد بن يحيى بن زكريّاى قطّان ، و او از محمّد بن عبّاس ، و او از محمّد بن أبى السّرى ، و او از احمد بن عبد الله بن يونس ، از سعد كنانى ، از أصبغ بن نباته روايت كرده است كه او گفت : چون على عليه السّلام بر خلافت نشست و مردم با وى بيعت نمودند ، عمامهء رسول خدا را بر سر