روى حقّ حقّ و صدق صدق ، مولى با ما پرسش و گفتگو دارد ، و با ما موافقت مىكند و محاسبه مىنمايد . اى مولاى ما ، ما را هلاك مگردان و به فرياد ما برس ، و ما را درياب و ما را در خدمت خود بگير ، حلم و بردبارى تو ما را رها و خلاص كرده است ، و عفو و مغفرتت ما را جسور و جرى نموده است ، دنيا ما را فريفته است ، و ما را به خود مشغول ساخته و به هواى نفس كشانده ، و ما را به لهو و بازى واداشته و ما را اغوا كرده . اى پسر دنيا كه پيوسته جمع مىكنى ، قدرى مهلت بده و آرام بگير » .
يا بن الدّنيا دقّا دقّا ، تفنى الدّنيا قرنا قرنا ، ما من يوم يمضى عنّا ، إلّا يهوى منّا ركنا ، قد ضيّعنا دارا تبقى ، و استوطنّا دارا تفنى ، تفنى الدّنيا قرنا قرنا ، كلّا موتا ، كلّا موتا ، كلّا موتا كلّا دفنا ، كلّا فيها موتا كلّا ، فناء كلّا فيها موتا ، نقلا نقلا دفنا دفنا ، يا بن الدّنيا مهلا مهلا ، زن ما يأتى و زنا و زنا ، لو لا جهلى ما إن كانت ، عندى الدّنيا إلّا سجنا ، خيرا خيرا شرّا شرّا ، شيئا شيئا حزنا حزنا ، ما ذا من ذا كم ذا أم ذا ، هذا أسنا ، ترجو تنجو ، تخشى تردى ، عجّل قبل الموت الوزنا ، ما من يوم يمضى عنّا ، إلّا أوهن منّا ركنا ، إنّ المولى قد أنذرنا إنّا نحشر غرلا بهما .
« اى فرزند دنيا ، با كوبيدن پس از كوبيدن بدان كه دنيا سادات و بزرگان را فانى مىكند ، هيچ روزى از ما نمىگذرد مگر آنكه دنيا ستونى از ما را خراب مىكند . ما ضايع و خراب نموديم خانهء باقى را ، و وطن گزيديم در خانهء فانى . فانى مىكند دنيا امّتى را پس از امّتى كه همگى مردهاند ، همگى شربت مرگ نوشيدهاند . همگى مردهاند ، همگى مدفون شدهاند ، همگى در اين دنيا مردهاند و فانى شدهاند ، همگى از خانهء خود به خانهء گور منتقل شده و دفن گرديدهاند . اى فرزند دنيا ، قدرى آرام بگير و اوقات آينده را با ميزان درست سنجش كن ، اگر جهات من نبود دنيا در نزد من غير از زندانى نبود . اگر كار خيرى باشد جزا خير است ، و اگر بد باشد بد است ، كم كم غصّه و اندوه فرا مىگيرد . تا كى مىگوئى : چيست آن ؟ كيست او ، چقدر است آن ، اين بلندتر است ، اميد دارى نجات مىيابى ، مىترسى پست مىشوى . پيش از مرگ در رسيدگى به ميزانت تعجيل كن . هيچ روزى از ما نمىگذرد مگر آنكه
امام شناسى (فارسى) — صفحة 300
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٠٠