كه معناى آن به عربى اين است : دخن صغير خير من دخن كبير . و به فارسى اين است : ارزن ريز بهتر از ارزن درشت است « 1 » .
و در روايت است كه آن حضرت به دختر يزدجرد گفت : اسمت چيست ؟ گفت : جهان بانويه . حضرت به زبان عجمى به وى گفت : اينطور نيست ، بلكه اسم تو شهربانويه است .
امير المؤمنين عليه السّلام صداى ناقوس را تفسير كردند
و امير المؤمنين عليه السّلام صداى ناقوس ( زنگ كليسا ) را تفسير كردهاند .
صاحب كتاب « مصباح الواعظ » و جمهور اصحاب ما از حارث أعور و زيد بن صوحان و صعصعة بن صوحان و براء بن سيرة ، و أصبغ بن نباته ، و جابر بن شرحبيل ، و محمود بن كوّاء روايت كردهاند كه امير المؤمنين عليه السّلام گفتند : ناقوس مىگويد : سبحان الله حقّا حقّا ، إنّ المولى صمد يبقى ، يحلم عنّا رفقا رفقا ، لو لا حلمه كنّا نشقى « سبحان الله ، منزّه است خدا حقّا حقّا . مولا صمدى است كه باقى مىماند . و بر ما صبر و بردبارى از روى رفق و مدارا دارد ، اگر حلمش نبود ما بدبخت مىشديم » .
حقّا حقّا صدقا صدقا ، إنّ المولى يسائلنا ، و يوافقنا و يحاسبنا ، يا مولانا لا تهلكنا ، و تداركنا و استخدمنا ، و استخلصنا حلمك عنّا ، قد جرّانا عفوك عنّا ، إنّ الدّنيا قد غرّتنا ، و اشتغلتنا و استهوتنا ، و استلهتنا و استغوتنا . يا بن الدّنيا جمعا جمعا ، يا بن الدّنيا مهلا مهلا « از
هامش
( 1 ) - در « أقرب الموارد » گويد : الدخن دانهاى است كوچك و بسيار نرم و آن غير از جاورس « ارزن » است ولى در « لغتنامهء دهخدا » در مادهء دخن ، ص 291 ، از جلد دال ، بعد از بحث طويلى مىگويد : از آنچه بيان شد به دست مىآيد كه دخن به نوع ريز و زرد آن ارزن ، و به نوع درشت و سفيد آن جاورس و گاورس گويند . بارى از پاسخ امير المؤمنين عليه السّلام به اهل باد و ريا معلوم مىشود كه حضرت مىخواهند به طور تمثيل بگويند كه همانطور كه ارزن ريز از ارزن درشت مرغوبتر است ، زمينهاى كم شما از زمينهاى وسيعتر همسايگان شما مرغوبتر است و به همين جهت خراج شما از ايشان بيشتر است .