تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
با همديگر ارث مىبرند و همچنين در عكس اين صورت « 1 » . و از جمله علوم ، علم محاسبهء مقدار ميراث است كه صاحبان اين علم را فرضى گويند و جمعش فرضيّون است . و امير المؤمنين عليه السّلام در اين علم مشهورترين آنها بوده است . در « فضائل » احمد بن حنبل آمده است كه عبد اللّه گفت : إنّ أعلم أهل المدينة بالفرائض علىّ بن أبي طالب « عالم‌ترين أهل مدينه به مسائل ارث و كيفيّت آن و محاسبهء مقدار آن علىّ بن ابي طالب بوده است » . و شعبى گفته است : ما رأيت أفرض من علىّ و لا أحسب منه « من از على در علم مواريث ، و در كيفيّت محاسبهء آن ، استادتر نديده‌ام » . آنگاه شعبى سؤال كسى را از آن حضرت بر فراز منبر در حال خواندن خطبه نقل مىكند كه : از مردى كه مرده بود و يك زن و پدر و مادر و دو دختر بجاى گذارده بود ، از سهم الارث زنش پرسيد . حضرت بدون توقّف گفتند : صار ثمنها تسعا « در اين صورت ثمنيّهء آن زن ( يك هشتم ) به تسعيّه ( يك نهم ) تبديل مىگردد » « 2 » . و اين مسئله به مسئلهء منبريّه معروف شد . و از همين قبيل است مسئلهء ديناريّه كه : چون حضرت از منزل خارج شده و يك پا در ركاب گذارده بود زنى به حضورش آمد و گفت : برادر من مرده است و ششصد دينار از خود بجاى گذارده است و از اين مال فقط به من يك دينار داده‌اند . از تو انصاف مىخواهم كه مال مرا به من برسانى . حضرت فورا از ذهن بافوران خود مقدارى از ورثه را شمردند و براى او اثبات كردند كه تو بيش از يك دينار حقّ ندارى ، و حضرت سوار شدند و رفتند « 3 » .
هامش
( 1 ) - « جواهر الكلام » طبع حروفى ، ج 39 ، ص 162 . ( 2 ) - ما در ج 11 از همين كتاب « امام‌شناسى » در درس 161 تا 165 ، از صفحهء 310 تا 312 از اين مسأله مفصلا بحث نموده‌ايم . ( 3 ) - ما در ج 11 از « امام‌شناسى » در درس 161 تا 165 ، در ص 313 دربارهء اين مسأله بحث كرده‌ايم .