آن حضرت بر منبر كوفه بالا رفت و گفت : لا تسألونى عن آية فى كتاب الله تعالى و لا عن سنّة عن رسول الله صلّى اللّه عليه و آله إلّا أنبأتكم بذلك « شما از من از هيچ آيهاى از كتاب خداى تعالى ، و از هيچ سنّتى از سنن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نمىپرسيد مگر آنكه من شما را بدان خبر مىدهم » .
ابن كوّا در حضور او برخاست و گفت : اى امير المؤمنين معناى گفتار خدا : و الذّاريات ذروا چيست ؟ على - رضى الله عنه - گفت : الرّيح ( باد ) . گفت : معناى فالحاملات وقرا چيست ؟ على - رضى الله عنه - گفت : السّحاب : ( ابر ) . گفت : معناى فالجاريات يسرا چيست ؟ على - رضى الله عنه - گفت : السّفن : ( كشتىها ) . گفت : معناى فالمقسّمات أمرا چيست ؟ على - رضى الله عنه - گفت : الملائكة ( فرشتگان ) « 1 » .
سيوطى در تفسير « الدرّ المنثور » تفسير اين معانى چهارگانه را در آيات چهارگانه ، از على بن أبي طالب - عليه أفضل الصّلاة و السّلام - از عبد الرزّاق و فريابى و سعيد بن منصور و حارث بن أبى اسامة و ابن جرير و ابن منذر و ابن أبى حاتم و ابن أنبارى در « مصاحف » و حاكم با تصحيحى كه كرده است و بيهقى در « شعب الايمان » از طرق مختلفى ، تخريج كرده است « 2 » .
داستان صبيغ بن عسل و عمر در اين آيه
و سيوطى و ابن كثير ، از بزّار ، و دار قطنى در « افراد » و ابن مردويه و ابن عساكر از سعيد بن مسيّب تخريج كردهاند كه : صبيغ تميمى به نزد عمر بن خطّاب آمد و گفت : به من خبر بده كه مراد از الذّاريات ذروا چيست ؟ عمر گفت : مراد بادهاست ، و اگر من از رسول خدا نشنيده بودم به تو نمىگفتم . صبيغ گفت : به من خبر بده كه مراد از حاملات وقرا چيست ؟ عمر گفت : مراد ابر است ، و اگر من از
هامش
( 1 ) - « تفسير ابن كثير » طبع بيروت دار الفكر ، ج 6 ، ص 413 و ص 414 .
( 2 ) - « الدّرّ المنثور » ج 6 ، ص 111 .