تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
راوى گفت : چون از حضرت أبو جعفر محمّد بن على پرسيدند كه آيا اين زمين ، بيابانى است از مطلق زمين‌ها ؟ حضرت فرمود : كلّا ، و الله إنّها بيداء المدينة « أبدا اين‌طور نيست . اين بيابان ، بيابان مدينه است » . بخارى بعضى از حديث را و مسلم بعض ديگرش را تخريج كرده است « 1 » .

[ اخبار آن حضرت از شهادت عمرو بن حمق خزاعى ]

ابن أبى الحديد در ذيل خطبهء : فقمت بالأمر حين فشلوا ، و تطلّعت حين تقبّعوا « 2 » در ضمن فصلى كه در أخبار واردهء معرفت امام علىّ بن ابي طالب عليه السّلام به امور غيبيّه تأسيس كرده است گويد : محمّد بن على صرّاف ، از حسين بن سفيان ، از پدرش ، از شمير بن سدير ازدى روايت نموده است كه او گفت : على عليه السّلام به عمرو بن حمق خزاعى گفت : اى عمرو ، در كجا فرود مىآئى و منزل مىنمائى ؟ گفت : در قوم خودم . حضرت فرمود : در آنجا منزل مكن . عمرو گفت : آيا در ميان بنو كنانه كه همسايگان ما هستند منزل بكنم ؟ حضرت گفت : نه ! عمرو گفت : آيا در ميان طائفهء ثقيف منزل بنمايم ؟ امير المؤمنين عليه السّلام گفت : فما تصنع بالمعرّة و المجرّة ؟ « در اين صورت با معرّة و با مجرّه چه خواهى كرد » ؟ عمرو پرسيد : معرّه و مجرّه چيست ؟ حضرت گفت : دو گردنهء آتش است كه از پشت كوفه خارج مىشود . يكى از آنها به سمت طائفهء تميم و بكر بن وائل مىرود ، و كم است كه كسى بتواند از آن خود را خلاص كند و رهائى بخشد . و گردنهء آتش ديگر مىآيد و از سمت ديگر كوفه شروع مىكند ، و كم است كسانى كه اين آتش به آنها برسد و آنها را فرا گيرد ، فقط داخل خانه مىشود و يك
هامش
( 1 ) - « بحار الانوار » طبع كمپانى ، ج 9 ، ص 594 ، و طبع حروفى ، ج 41 ، ص 346 و ص 347 و « شرح نهج البلاغهء » ابن ابى الحديد ، طبع دار الاحياء و تحقيق محمد ابو الفضل ابراهيم ، ج 2 ، ص 294 و ص 295 . ( 2 ) - خطبهء 37 از « نهج البلاغه » .