تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
بود ، برخاست و گفت : يا امير المؤمنين تو در اين خطبه‌ات از خلفاى باطل و از ائمّهء كفر به ما خبر دادى ، اينك از امامان حق و زبان‌هاى صدق كه بعد از تو مىآيند به ما خبر بده . حضرت گفتند : آرى اين عهدى است كه رسول خدا با من در ميان نهاده است كه امر امامت را دوازده نفر به عهده مىگيرند و نه نفر از آنها از صلب حسين هستند و رسول خدا در اين باره به من گفت : چون مرا به معراج بالا بردند من به ساق عرش نگاه كردم نوشته بود : لا إله إلّا الله ، محمّد رسول الله ، أيّدته بعلىّ ، و نصرته بعلىّ « هيچ معبودى غير از الله نيست ، محمّد فرستادهء ماست كه من او را تأييد كردم به على و يارى نمودم به على » . و در آنجا من دوازده نور را نظر كردم و از خداوند پرسيدم كه اى پروردگار من ، اين نورها براى چه كسانى است ؟ ندا رسيد : اى محمّد اين انوار امامانى است از ذرّيّهء تو . امير المؤمنين عليه السّلام مىگويد : من گفتم : اى رسول خدا ، آيا اسم ايشان را براى من نمىگوئى ؟ ! رسول خدا گفت : آرى . تو امام و خليفهء بعد از من هستى كه دين مرا ادا مىكنى و به وعده‌هاى من وفا مىنمائى و پس از تو دو پسرت حسن و حسين هستند و پس از حسين پسرش علىّ زين العابدين است و پس از على پسرش محمّد كه باقر خوانده مىشود و پس از محمّد پسرش جعفر است كه صادق خوانده مىشود و پس از جعفر پسرش موسى است كه كاظم خوانده مىشود و پس از موسى پسرش علىّ است كه رضا خوانده مىشود و بعد از على پسرش محمّد است كه زكى خوانده مىشود و پس از محمّد پسرش على است كه نقى خوانده مىشود و پس از او پسرش حسن است كه امين خوانده مىشود و قائم از اولاد حسن است كه هم نام من است و شبيه‌ترين مردم است نسبت به من ، يملأها قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما - الحديث « 1 » « او زمين را پر از داد و عدل مىكند بعد از آنكه از جور و ستم پر شده باشد » .
هامش
( 1 ) - « كفاية الأثر » ص 316 .