بالكن ، به دار آويخته مىشود » .
أبو العاليه مىگويد : من به وى گفتم : تو خبر غيب به من مىدهى ؟ مزرّع گفت : حدّثنى الثّقة المأمون علىّ بن أبي طالب ! « اين خبرى است كه مرد مورد وثوق و امانت : علىّ بن أبي طالب به من داده است » .
أبو العاليه مىگويد : فما أتت علينا جمعة حتّى اخذ مزرّع فقتل و صلب بين الشّرفتين . قال : و قد كان حدّثنى بثالثة فنسيتها « 1 » « هنوز يك هفته نشده بود و روز جمعه براى ما نيامده بود ، كه مزرّع را گرفتند و كشتند و بين دو بالكن از محلّهاى برآمدهء مسجد به دار زدند . ابو العاليه مىگويد : مزرّع مطلب ديگرى را نيز به من گفته بود كه من آن را فراموش كردهام » .
اين حديث را ابن شهرآشوب در « مناقب » آورده است « 2 » . و مجلسى در « بحار الأنوار » ، از « شرح نهج البلاغهء » ابن أبى الحديد ، از أبو داود طيالسى ، از سليمان بن زريق ، از عبد العزيز بن صهيب ، از أبو العاليه از مزرّع اين حديث را بتمامه روايت مىكند و در پايان آن ابن أبى الحديد مىگويد : من مىگويم كه : حديث خسف بن جيش را ( فرو بردن زمين لشكر را ) بخارى و مسلم در دو صحيح خود تخريج كردهاند از امّ سلمه رضى الله عنها كه او مىگويد : شنيدم از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه مىگفت : يعوذ قوم بالبيت حتّى إذا كانوا بالبيداء خسف بهم « قومى به خانهء خدا پناه مىبرند تا زمانى كه در ميان بيابان مىرسند همگى در كام زمين فرو مىروند » .
امّ سلمه مىگويد : من گفتم : اى رسول خدا ، شايد در ميان آنها كسى بوده است كه او را بر حركت اكراه كردهاند و يا خودش اين حركت را ناپسند داشته است . رسول خدا گفت : فرو مىروند . و ليكن گفت : محشور مىشوند - يا گفت : مبعوث مىشوند - بر اساس نيّتهاى خود در روز قيامت .
هامش
( 1 ) - « ارشاد » طبع سنگى ، ص 180 و ص 181 و « شرح نهج البلاغه » ابن ابى الحديد طبع مصر دار الاحياء و تحقيق محمد ابو الفضل ابراهيم ، ج 2 ، ص 294 و ص 295 .
( 2 ) - « مناقب » طبع سنگى ، ج 1 ، ص 428 .