شهر با درختهاى ساج و عرعر و صنوبر و شبّ بالا آمده است ، و با قصرهائى شكوهمند مشيّد گرديده است . و بر اين شهر متناوبا يكى پس از ديگرى ملوك و سلاطين بنى شيصبان كه بيست و چهار نفرند حكومت مىكنند كه آنها به تعداد سالهاى ملك كد ( 24 ) مىباشند . در ايشان است : سفّاح ، منصور ، مهدى ، هادى ، رشيد ، محمد بن زبيدهء امين ، مأمون ، معتصم ، واثق ، منتصر ، مستعين ، معتزّ ، معتمد ، معتضد ، متّقى ، مقتدر ، قاهر ، راضى ، مكتفى و مطيع .
و در آنجا قبّهاى خاكى رنگ مىسازند كه در زمين وسيعى كه قرمز رنگ است قرار دارد . و در دنبال اين حكومت و سلطنت قائم به حق پرده از رخ بر مىگيرد و در ميان اقاليم جهان همچون قرص ماه درخشان در ميان ستارگان درّى نور مىدهد و جلوه مىنمايد . آگاه باشيد كه براى خروج قائم به حق ده علامت است : اوّلين آنها طلوع ستارهء دنبالهدار است كه در نزديكى ستاره حادى پديدار مىگردد . و در اين حال هرج و مرج و فتنه و فساد و جنگ و جدال اوج مىگيرد و آنها علامتهاى وفور نعمت و زندگى گواراست . و از پيدايش علامتى تا علامت ديگر عجائبى رخ مىدهد . و چون اين علامات دهگانه پديد آيد و سپرى شود در آن وقت است كه براى ما ماه درخشان ( قمر أزهر ) ظهور مىكند و كلمهء اخلاص براى خدا بر اساس توحيد به مرحلهء تمام خود مىرسد » .
مجلسى در شرح اين خبر گويد : شيصبان نام شيطان است و چون بنى عبّاس شركاى شيطان بودهاند بدين نام از ايشان تعبير شده است . و حضرت تعداد آنها را در اينجا بيست و چهار نفر شمرده است با اينكه ايشان سى و هفت نفر بودهاند به جهت عدم اعتناء به كسانى كه زمان حكومتشان كوتاه و قدرت سلطنت آنها ضعيف بوده است « 1 » .
على بن محمّد خزّاز رازى در همين كتاب كه روايت را تا بدينجا نقل مىكند مىگويد : در اينجا در ميان خطبهء امير المؤمنين عليه السّلام مردى كه اسم او عامر بن كثير
هامش
( 1 ) - « بحار الانوار » ج 9 ، ص 590