تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
رسول فإنّه يسلك من بين يديه و من خلفه رصدا سؤال كرد ، حضرت در جواب او گفتند : خداوند تعالى بر پيامبران خود ملائكه‌اى را مىگمارد كه اعمال آنها را إحصا كنند و بشمارند و تبليغ رسالت آنها را به خدا گزارش دهند . و به محمّد صلّى اللّه عليه و آله فرشتهء عظيمى را گماشت از وقتى كه او را از شير گرفتند ، تا او را به خيرات و مكارم اخلاق ارشاد كند و از شرور و اخلاق زشت و ناپسنديده باز دارد . و آن همان فرشته‌اى بود كه به پيغمبر ندا مىداد : السّلام عليك يا محمّد ، يا رسول الله ، در هنگامى كه وى جوان بود و به درجهء رسالت نائل نگرديده بود و پيغمبر چنين تصور مىكرد كه اين صدا از سنگ و از زمين است ، چون در سنگ و زمين خوب مىنگريست چيزى را نمىديد « 1 » . بارى از زمان صغر و صباوت از وقتى كه امير المؤمنين عليه السّلام متولّد شدند و حضرت أبو طالب و حضرت فاطمهء بنت أسد آن حضرت را در دامان رسول خدا نهادند و امير المؤمنين عليه السّلام سورهء قد أفلح المؤمنون را تلاوت نمود رسول خدا متكفّل امور مولى الموحّدين شدند ، نه تنها امور ظاهرى و جسمى بلكه امور معنوى و روحى و رشد عقلى به طور أكمل و اتمّ و تعليم علوم غيبيّه و اطلاع بر ضماير و خواطر و حوادث و وقايع گذشته و آينده و زمان حاضر در جميع مكانها بوده است . و البتّه معلوم است كه تعليم اين‌گونه از علوم اين‌طور نيست كه به مثابه علوم ظاهرى كه مركزش ذهن است ، به واسطهء قوّهء حافظه و مفكّره و واهمه و حسّ مشترك ، مطالبى را تدريجا به ذهن انتقال داد و از آن ناحيه حفظ و نگهدارى نمود بلكه به واسطهء تصفيهء باطن و روشنائى ديدهء بصيرت است كه با تحصيل تجرّد فىالجمله حجاب زمان و مكان بالا رفته و انسان از ماوراى اين دو تعيّن و تقيّد ، بر وقايع و حوادث مىنگرد و تدريج ما كان و ما يكون و ما هو كائن را ثابت و حاضر مشاهده مىنمايد . البته مقام امام از اين برتر است . او به مقام تجرّد مطلق رسيده و بالجمله
هامش
( 1 ) - « شرح نهج البلاغه » ج 13 ، ص 207 .