كه متّهم به خلاف باشد در تمام شهر و در اطراف آن از قراء و قصبات قريبه يافت نشود . و از بركت اين دولت ، صفات و خصال چهارگانهء ديگر آنها نيز متبدل شده است . خداوند به ما و ساير اهل اين شهرها روزى فرمايد تا قائم آل محمّد عليه السّلام را يارى نمائيم و در زير لواى او به فيض حضور و شهادت نائل آئيم و خداوند ما را در دنيا و آخرت با آل محمّد محشور گرداند « 1 » .
[ اخبار آن حضرت از مسجد براثا ]
ابن شهرآشوب از حارث أعور همدانى و عمرو بن حريث و أبو أيّوب ، از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كردهاند كه : چون آن حضرت از واقعهء صفّين مراجعت كرد در يمنى السّواد ( قسمت راست زمين عراق ) پياده شد . راهبى كه در آنجا بود گفت : كسى در اينجا پياده نمىشود مگر آنكه وصىّ پيامبرى باشد كه در راه خدا جهاد كند . على عليه السّلام گفت : فأنا سيّد الأوصياء ، وصىّ سيّد الأنبياء « من سيّد و بزرگ اوصياى پيغمبرانم ، وصىّ سيّد و بزرگ پيغمبرانم » .
راهب گفت : فإذا أنت أصلع قريش وصىّ محمّد « و بنابر اين تو هستى كه در ميان قريش سرت مو ندارد و تو هستى كه وصىّ محمّد مىباشى » . اينك اسلام مرا و تعهّد مرا از من بپذير ، من صفات و حالات تو را در انجيل يافتهام ، و تو هستى كه در مسجد براثا : خانهء مريم و زمين عيسى مىآئى .
امير المؤمنين عليه السّلام گفت : بنشين اى حباب ! راهب گفت : اين هم نشانهء ديگر بود . سپس امير المؤمنين عليه السّلام به او گفتند : اى حباب از اين صومعه به زير بيا و اين دير را مسجد بساز . حباب آن دير را مسجد ساخت و خود را در كوفه به امير المؤمنين عليه السّلام رسانيد و در كوفه اقامت داشت تا امير المؤمنين عليه السّلام كشته شد و حباب به مسجد براثا بازگشت .
هامش
( 1 ) - « بحار الانوار » طبع كمپانى ، ج 9 ، ص 582 در باب معجزات كلامه و اخباره بالغائبات و علمه باللّغات .