تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
حجّاج بن يوسف ثقفى داده است . در « نهج البلاغه » در ضمن خطبه‌اى مىفرمايد : و لوددت أنّ الله فرّق بينى و بينكم و ألحقنى به من هو أحقّ بى منكم . قوم و الله ميامين الرّأى ، مراجيح الحلم ، مقاويل بالحقّ ، متاريك للبغى ، مضوا قدما على الطّريقة ، و أوجفوا على المحجّة ، فظفروا بالعقبى الدّائمة و الكرامة الباردة . أما و الله ليسلّطنّ عليكم غلام ثقيف ، الذّيّال الميّال ، يأكل خضرتكم ، و يذيب شحمتكم . إيه أبا وذحة « 1 » . « و هر آينه من دوست داشتم كه خداوند بين من و شما را جدائى افكند و مرا ملحق سازد و برساند به آن كسانى كه نسبت به من سزاوارترند از شما . آنان گروهى هستند كه سوگند به خدا داراى انديشه‌ها و آراء و افكار مباركى مىباشند ، و داراى عقل‌هاى رزين و استوار كه سخنان و گفتارشان پيوسته بر اهرم حق و ميزان صدق دور مىزند ، و از تجاوز و تعدّى و ستم به نهايت درجه تارك و گريزانند . ايشان در زمانى جلوتر از ما بر طريقهء واضحه و صراط مستقيم حركت كرده و پيشاپيش رفته‌اند و در راه روشن و هموار با شتاب و سرعت گذشته‌اند ، و بنابر اين به سراى عاقبت كه خانهء دائمى و منزل هميشگى ايشان است ظفرمندانه و پيروزمندانه وارد شده‌اند و به كرامت‌هاى تازه و خنك و دلنشين حضرت ربّ العزّة متمتّع آمده‌اند . هان آگاه باشيد كه البته و حتما و بدون شكّ ، جوانى از بنى ثقيف بر شما مسلّط گرديده خواهد شد . آن جوان ثقفى كه بسيار متكبر و خودپسند و ظالم و ستمگر است . آنچه سبزى داريد مىخورد و پيه بدن شما را آب مىكند و هيچ از مال و جان براى شما نمىگذارد ، همه را مىكشد و اموالتان را مىبرد . ( در اينجا حضرت گويا آن غلام ثقيف را در برابر خود مىبيند و به او خطاب مىكند : ) بياور هر چه دارى اى أبا وذحه » . سيّد رضى به دنبال اين خطبه گويد : مراد از وذحه خنفساء است ( سوسگى است سياه رنگ ، دست و پاى بلند و درشت دارد و بسيار كند راه مىرود و نجاست
هامش
( 1 ) - « نهج البلاغه » قسمتى از خطبهء 114 ، از طبع مصر و تعليقهء عبده ، ج 1 ، ص 230 .