تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
قليل سلبهم . يجاهدهم فى سبيل الله قوم أذلّة عند المتكبّرين ، فى الأرض مجهولون ، و فى السّماء معروفون . فويل لك يا بصرة عند ذلك من جيش من نقم الله لا رهج له و لا حسّ ، و سيبتلى أهلك بالموت الأحمر و الجوع الأغبر « 1 » . « فتنه‌هائى بهم مىرسد كه در شدت و سختى ، همچون پاره‌هاى شب تاريك ، سياه و ظلمانى هستند . هيچ قدرت و نهضتى نمىتواند در برابر آنها بايستد و مقابله نمايد ، و هيچ علم و رايت جنگى از آنها برنمىگردد . اين فتنه با تمام قدرت و تجهيزات به سوى شما مىآيد ، با شترانى كه همگى داراى زمام و خطام و دهنه‌اند و همگى مجهز به جهاز ، كه جلوداران كاروان شتران را با شدت از پشت مىرانند و سواران از سرعت و زيادى بار ، شتران را خسته نموده به تعب در آورده‌اند . بر پا دارندگان اين فتنه ، قومى هستند كه شدت آنها در كشتن و هلاك نمودن و قلع و قمع كردن بسيار است و ليكن غارت آنها كم است و اعتنائى به اموال ندارند . با ايشان جنگ مىكنند در راه خدا و فى سبيل الله جماعتى كه در نزد متكبّران بىارج و ارزش و ذليل و ناچيزند ، از نامشان و رسم و نشانشان در روى زمين چيزى معلوم نيست و ليكن در آسمان معروف و مشهورند . پس اى واى بر تو اى بصره در اين صورت از لشگرى كه مقرون به عذاب و نقمت خداست ، لشگرى كه گرد و خاك و غبار ندارد و حركت و سر و صدا ندارد . و به زودى خداوند اهل تو را مبتلا مىكند به مرگ سرخ و گرسنگى خاكى رنگ » . ابن أبى الحديد گويد : مراد از لشگرى كه گرد و خاك و سر و صدا ندارد ، قحطى و خشكسالى و طاعون است كه به آنها روى مىآورد . و مراد از مرگ سرخ ، و با و گرسنگى است . أغبر كنايه از جوع و خشكى است . و مرگ به واسطهء قحطى و خشكسالى را مرگ سرخ گويند به جهت شدّت آن ، و از همين قبيل است حديثى كه وارد است : كنّا إذا احمرّ البأس اتّقينا برسول الله « حال ما اين‌طور بود كه چون جنگ
هامش
( 1 ) - « نهج البلاغه » خطبهء 100 ، از طبع مصر و تعليقهء عبده ، ج 1 ، ص 196 و ص 197 .