بسيار سخت مىشد به رسول خدا پناه مىبرديم » . و جوع را با وصف أغبر يعنى خاكى رنگ آورده است به علّت آنكه شخص گرسنه چون نظر به آفاق مىكند چنان مىپندارد كه بر روى آن گرد و غبار و تاريكى است .
بعضى از مردم اين فقره از كلام حضرت را به وقعهء صاحب زنج تفسير كردهاند ، و اين بعيد است چون لشكر او داراى حركت و داراى سر و صدا بود . و ديگر به جهت آنكه حضرت ، بصره را به حدوث اين فتنهها مىرساند و بيم مىدهد . آيا نمىنگرى به گفتارش كه مىگويد : فويل لك يا بصرة عند ذلك ؟ و قبل از خروج صاحب زنج ، فتنهء شديدى بر اين صفاتى كه امير المؤمنين ذكر مىكند ، در بصره نبوده است « 1 » .
و نيز از جملهء اخبار به غيب حضرت ، خطبهاى است كه از بنى اميّه شكوه دارد و وعدهء انقراض آنها را مىدهد . اين خطبه در « نهج البلاغه » است كه پس از بيان بعثت رسول خدا محمّد صلّى اللّه عليه و آله شهيدا و بشيرا و نذيرا ، مىرسد به آنكه مىگويد : فالأرض لكم شاغرة ، و أيديكم فيها مبسوطة ، و أيدى القادة عنكم مكفوفة ، و سيوفكم عليهم مسلّطة ، و سيوفهم عنكم مقبوضة . ألا و إنّ لكلّ دم ثائرا ، و لكلّ حقّ طالبا ، و إنّ الثّائر فى دمائنا كالحاكم فى حقّ نفسه و هو الله الّذى لا يعجزه من طلب ، و لا يفوته من هرب . فاقسم بالله يا بنى اميّة عمّا قليل لتعرفنّها فى أيدى غيركم و فى دار عدوّكم - الخطبة « 2 » .
« پس زمين بدون هيچ مانع و دافع براى غارت و تملّك شما قرار گرفت و دستهاى قدرت شما در بسيط زمين گسترده شد و دستهاى قدرت زمامداران و روساء به حق كه اهل بيت رسول خدا هستند بسته شد . شمشيرهاى شما بر آن
هامش
( 1 ) - « شرح نهج البلاغه » طبع دار الاحياء ج 7 ، ص 104 .
( 2 ) - « نهج البلاغه » قسمتى از خطبهء 103 ، از طبع مصر با تعليقهء عبده ، ج 1 ، ص 201 .