و من يكون فى النّار حطبا أو فى الجنان للنّبيّين مرافقا . فهذا علم الغيب الّذى لا يعلمه إلّا الله . و ما سوى ذلك فعلم علّمه الله نبيّه فعلّمنيه و دعا لى بأن يعيه صدرى و تضطمّ عليه جوانحى « 1 » .
« گويا مثل اينكه من آنها را جماعتى مىبينم كه گويا چهرههايشان همچون سپرهاى دايرهاى شكل است كه به آن سپرها صفحاتى دايرهاى شكل از چرم به قدر آنها چسبانيدهاند . ايشان لباس ابريشم سره و خالص سپيد رنگ و لباس ديبا در تن دارند ، و اسبهاى كريم و ذىقيمت را براى خود اختصاص دادهاند . در آن سرزمين آنقدر كشتن فراوان است و شدّت دارد تا جائى كه مجروحان از روى جسدهاى مقتولان عبور مىكنند ، و رهائى يافتگان كمترند از اسيرشدگان .
( در اين حال بعضى از اصحاب او به او گفتند : اى امير المؤمنين به تو علم غيب داده شده است ! امير المؤمنين عليه السّلام خنديدند و گفتند : اى برادر من كه از قبيلهء بنى كلاب هستى چون آن مرد از قبيلهء بنى كلاب بود . ) اين علم ، علم غيب نيست بلكه فقط فراگيرى و يادگيرى است از صاحب علم و اين است و غير از اين نيست كه علم غيب عبارت است از : علم به وقت بر پا شدن ساعت قيامت و آنچه را كه خداوند سبحانه شمرده است در گفتار خود كه مىگويد : إنّ الله عنده علم السّاعة و ينزّل الغيث و يعلم ما فى الأرحام و ما تدرى نفس ما ذا تكسب غدا و ما تدرى نفس بأىّ أرض تموت إنّ الله عليم خبير « حقّا و تحقيقا در نزد خداست علم ساعت قيامت ، و خدا باران را فرو مىفرستد ، و خدا مىداند كه در رحمهاى زنان چيست ، و هيچ ذى نفسى نمىداند فردا چه كسب مىكند ، و هيچ ذى نفسى نمىداند در كدام زمين مىميرد . خداوند عليم و خبير است » .
بنابراين خداوند سبحانه مىداند كه جنين در شكم مادر چگونه است ؟ مذكّر است يا مؤنث ؟ زشت است يا زيبا ؟ سخى است يا بخيل ؟ سعادتمند است يا مقرون به
هامش
( 1 ) - خطبهء 126 از طبع عبده ج 1 ، ص 245 . اول آن را ابن شهرآشوب در ج 1 ، ص 429 آورده است .