تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
معدن ظاهر و باطن قرآن هستيم ؛ و تحقيقاً من از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم شنيدم كه مىگفت : من شهر دانش مىباشم و على دَرِ آن شهر است ، پس هر كس بخواهد دانش فرا گيرد بايد از درش بيايد ! » و همچنين حاكم حَسْكانى در تفسير آيه :
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
، « 1 » « و خداوند تمام اسمآء را به آدم تعليم نمود . » با سند متّصل خود از محمّد بن عبد الرحمن شامى و أبوصَلت هَرَوى ( و ) أبومعاويه از أعمش از مجاهد از ابن عبّاس روايت كرده است كه گفت : رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم گفت : أنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِى بَابُهَا فَمَنْ أرَادَ الْعِلْمَ فَلْيأْتِ الْبَابَ . « 2 » آنگاه گويد كه : اين روايت را جماعتى از أبوصَلْت كه نامش عبد السّلام بن صالح هَرَوى است روايت كرده‌اند و أبوصَلْت ، موثّق است ، يحيى بن معين او را ثنا گفته است و گفته است كه : او صدوق است .
هامش
( 1 ) - سورة اللفرة ( 2 ) صدر آيه 31 آيه 31 از سورهء 2 : بقره ( 2 ) - « شواهد التنزيل » ج 1 ، باب 8 ، ص 80 و 81 . و اين روايت را شيخ الإسلام حموئى در « فرائد السمطين » ج 1 ، ص 98 ، حديث 67 روايت مىكند و در ذيل روايت با اين لفظ آمده است كه : فمن أراد بابها فليأت عليا ، « پس هر كس خواهان دَرِ شهر علم باشد بايد به سوى على بيايد . » و سيوطى در « اللائى المصنوعه » ج 1 ، ص 329 و 330 از طبع بيروت پنج حديث كه منتهى مىشود به أبومعاويه از أعمش از مجاهد از ابن عبّاس به همين عبارت روايت كرده است و در ص 334 و ص 335 دو حديث ديگر را به عين همين عبارت كه سند آن منتهى مىشود به حارث و عاصم بن ضمره از أمير المؤمنين ( ع ) و نيز به أصبغ بن نباته از أمير المؤمنين ( ع ) روايت كرده است . و در « كنز العمّال » طبع حيدرآباد ، ج 15 ص 129 روايت كرده است . و نيز خوارزمى در « مناقب » ، خود از طبع سنگى در ص 49 و از طبع حروفى در ص 40 آورده است ؛ و نيز خطيب در « تاريخ بغداد » ، ج 11 در ص 204 و ص 205 ؛ با دو سند آورده است . و نيز طبرانى در « معجم كبير » خود ، در مسند ابن عبّاس ، ج 3 ، ص 110 ، آورده است . و ابن عساكر در « تاريخ دمشق » مجلّد أمير المؤمنين عليه السّلام ، جزء دوّم ص 470 ، حديث شمارهء 990 و 991 و 992 را با سند خود از أبوصلْت هروى : عبد السّلام بن صالح آورده است و در حديث شمارهء 984 از صنابجى از أمير المؤمنين عليه السّلام و در حديث شمارهء 985 ؛ 986 و 988 و 989 و 993 إلى حديث 998 با سندهاى ديگر روايت كرده است ؛ و نيز إبن أثير در « أسدالغابة » ج 4 ، ص 22 روايت نموده است .