« من شهر بهشت هستم و على دَرِ آن شهر است ؛ پس هر كس ارادهء بهشت دارد بايد از درش در آن بيايد . »
و امّا از طريق خاصّه أوّل از شيخ طوسى در « أمالى » خود با سند متّصل از سعيد بن جبير از ابن عبّاس همين مضمون از حديث را بعينه روايت كرده است . « 1 »
دوّم از شيخ نيز در « أمالى » با سند متّصل از أصبَغ بن نُباتَه از أمير المؤمنين عليه السّلام روايت نموده است كه : رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم گفت : أنَا مَدِينَةُ الْجَنَّةِ وَ أنْتَ بَابُهَا !
يا عَلِىٌ ! كَذَبَ مَنْ زَعَمَ أنَّهُ يَدْخُلُهَا مِنْ غَيرِ بَابِهَا . « 2 » و « 3 »
« من شهر بهشتم و تو دَرِ آن هستى ! اى على ! دروغ مىگويد كسى كه مىپندارد او بدون ورود از دَرِ بهشت مىتواند در آن وارد شود ! »
و دربارهء حديث أنَا مَدِينَةُ الْحِكْمَةِ وَ دَارُ الْحِكْمَة ، از طريق عامّه چهار حديث و از طريق خاصّه پنج حديث را روايت كرده است . أمّا از طريق عامّه أوّل از ابن مَغازِلى با سند متّصل خود از أعْمَش از مُجَاهِد از ابن عبّاس روايت كرده است كه گفت : رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم گفت :
هامش
( 1 ) - غاية المرام » ج 2 ، ص 523 ، باب 32 از خاصّه
( 2 ) - « غاية المرام » ج 2 ، ص 523 ، باب 32 از خاصّه و درتاريخ دمشق ترجمهء أمير المؤمنين عليه السلام ج 2 ص 457 ، حديث 982 حديث دوّم را آورده است .
( 3 ) - و در تعليقهء ج 2 ، ص 457 و 458 از ج 2 ، ترجمهء أمير المؤمنين عليه السّلام از « تاريخ دمشق » از همين مصنّف : ابن عساكر با سند متّصل خود از أجلح بن عبد الله كندى روايت مىكند كه او گفت : شنيدم از زيد بن على ، و عبد الله بن حسن ، و جعفر بن محمّد ، و محمّد بن عبد الله بن حسن چون آنها نامهاى كسانى را كه از أصحاب رسول خدا با على بن أبى طالب شهيد شده بودند مىشمردند مىگفتند كه همهء آنها از پدرانشان و از كسانى از أهلشان كه آنها را إدراك كرده بودند روايت مىكردند ، كه رسول خدا گفته است : إنَّ عَلِيّاً آية الجنَّهء وَ دَليلها فَمن لَم يتَّبعه ضَلّ عَن طَريق الْجَنَّة « على آيه و نشانه و راهنماى بهشت است پس كسىكه از او پيروى نكند از راه بهشت گمراه مىشود » - و من از غير آنها نيز شنيدهام - و آنها را نام برد و در ميان آنها عَمرو بن حمق خزاعى را نيز نام برد كه رسول خدا به او گفت : إى عَمْرو ! أ تحبّ أنْ اريك آيه الجنَّهء ؟ قالَ : نِعَم يا رَسولُ الله ! فَمرّ على فقالَ : هَذَا و قومه آيه الجنَّهء .