وَ هُوَ عَلِمُ رَسُولِ اللَهِ ؛ وَ مَنْ قَالَ لَهُ النَّبِى صَلَواتُ اللَهِ عَلَيهِ : أنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِىٌ بَابُهَا ؛ فَمَنْ أرَادَ الْعِلْمَ فَلْيأْتِ الْمَدِينَةِ مِنْ بَابِهَا كما أمَرَ اللَهُ فقَالَ : وَ أُتُوا الْبُيوتَ مِنْ أبْوَابِهَا ؛ وَ هُوَ مُفَرِّجٌ الْكرْبِ عَنْ رَسُولِ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ فِى الْحُرُوبِ . وَ هُوَ أوَّلُ مَنْ أمَنَ بِرَسُولِ اللَهِ وَ صَدَّقَهُ وَ اتَّبَعَهُ ، وَ هُوَ أوَّلُ مَنْ صَلَّى .
فَمَنْ أعْظَمُ فِرْيهءً عَلَى اللَهِ وَ عَلَى رَسُولِهِ مِمَّنْ قَاسَ بِهِ أحَدًا أوْ شَبَّهَ بِهِ بَشَرًا . « 1 »
« تحقيقاً به على چيزهائى داده شده است كه به هيچ بشرى داده نشده است ؛ او شوهر فاطمه سيّدهء زنان پيشينيان و پسينيان است . پس كيست كه مثل فاطمه را ديده باشد ؛ يا آنكه شنيده باشد كه او ازدواج با مثل فاطمه كرده باشد ؛ يك فرد از پيشينيان و پسينيان ؟
و او است پدر حسن و حسين دو سيد و آقاى جوانان أهل بهشت ، از پيشينيان و پسينيان ؛ پس اى مردم كيست مثل آن دو سيّد و آقا ؟ و رسول خدا پدر زن او است و او داماد آن حضرت است ؛ و او است وصى رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم در أهلش و زنانش .
و تمام درهاى خانههاى أصحاب كه به مسجد گشوده مىشد ، بسته شد ، مگر دَرِ على . و اوست صاحب خيبر ، و صاحب عَلَم برافراشته در روز خيبر ، و رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم در دو چشمان او آب دهان انداخت ، در وقتى كه چشمانش متوّرم بود و دردناك بود ، و على از آن به بعد ديگر از چشمانش گزندى نديد ؛ و بعد از آن روز ديگر أبداً گرماى هوا و يا سرماى هوا را إحساس ننمود .
و اوست صاحب غدير خُمّ ، در آن وقتى كه پيامبر نام او را مجدّداً آورد ؛ و إعلان كرد و امَّت خود را به ولايت او مُلْزَم كرد ؛ و مقامات خطير و عظيم او را نشان داد ؛ و مكانت و منزلت او را روشن ساخت ؛ و گفت : إى مردم كيست كه به شما از خودتان ولايتش أفزون باشد ؟ گفتند : خدا و رسول او ! گفت : بنابراين نسبت به هر كسى كه من ولايتم به او بيشتر از خود اوست ؛ پس اين على ولايتش به او بيشتر از خود اوست .
و اوست صاحب عَبا و كساى خيبرى ؛ و آن كسى كه خداوند عزّ و جلّ ، رجس
هامش
( 1 ) - « غاية المرام » ج 2 ، ص 522 ، حديث شمارهء 6 ، از خاصّه و درامالى » : و هوَ عيبة علم رسول الله ،