تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
بالا برو ، و به طورى سخن بگو كه قريش پس از من به قدر و مقام تو جاهل نباشد ؛ زيرا آنها خواهند گفت : حَسَن قدرت بر تكلّم و خطابه به خوبى ندارد ! حَسَن عليه السّلام گفت : اى پدر جان ! چگونه من بالا روم و سخن گويم ، در حالىكه تو در ميان مردم هستى ، مىشنوى و مىبينى ؟ أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود : من خودم را از تو پنهان مىدارم تا بشنوم و ببينم ، به طوريكه تو مرا نبينى ! إمام حسن عليه السّلام بر منبر رفت و حمد خداوند را به محامد بليغ و شريف أدا كرد ، و بر پيغمبر خدا و آل او درود مختصر و موجز و پر فائده‌اى فرستاد و سپس گفت : أيُّهَا النَّاسُ ! سَمِعْتُ جَدِّى رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ يقُولُ : أنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِىٌ بَابُهَا وَ هَلْ تُدْخَلُ الْمَدِينَةُ إلَّا مِنْ بَابِهَا ؟ ! « اى مردم ! از جدّم رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم شنيدم كه مىگفت : من شهر علم مىباشم ؛ و على دَرِ آن شهر است . و آيا مىشود در شهر داخل شد مگر از دَرِ آن شهر ؟ ! » و از منبر فرود آمد . على عليه السّلام از مخفيگاه بسوى او جستن كرد ، و او را بلند كرد و در آغوش خود چسبانيد . و پس از آن به حسين عليه السّلام گفت : اى نور ديدهء من برخيز ؛ و بر منبر بالا برو ، و به سخنى تكلّم كن تا آنكه قريش بعد از من به حقّ تو جاهل نباشند ، تا بگويند : حسين بن على چيزى نمىداند ! و امّا بايد گفتارت به پيرو گفتار برادرت باشد ! إمام حسين عليه السّلام بر منبر بالا رفت ، و حمد خداوند را به جاى آورد ، و بر پيغمبر و آل او يك صلوات موجز و مفيد فرستاد و سپس گفت : مَعَاشِرَ النَّاسِ ! سَمِعْتُ جَدِّى رَسُولَ اللَهُ صَلَّى اللَهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ يقُولُ : إنَّ عَلِيّاً مَدِينَةٌ هُدىً ، فَمَنْ دَخَلَهَا نَجَى وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا هَلَكَ . « اى جماعت مردم ! من از جدّم رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم شنيدم كه مىگفت : به درستىكه على شهر هدايت و راه يافتگى است . هر كس در آن شهر داخل شود نجات مىيابد ، و هر كس تخلّف ورزد هلاك مىشود . » على عليه السّلام بسوى او برجست ، و در آغوشش گرفت ؛ و او را بوسيد ؛ و پس آن گفت : مَعَاشِرَ النَّاسِ ! اشْهَدُوا أنَّهُمَا فَرْخَا رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ وَ وَدِيعَتُهُ الَّتِى