( نمىدانست چگونه قصاص كند كه چشم ظاهرش صحيح باشد ؛ ولى نور آن از دست برود ) آن دو نفر را به نزد أمير المؤمنين عليه السّلام فرستاد ؛ و گفت : در ميان اين دو نفر حكم كن ! آن مرد سيلى زننده ، به او ديه داد ، و قبول نكرد ؛ و همين طور ديه را بيشتر و بيشتر كردند ؛ تا به مقدار دو ديه حاضر شدند به او بدهند ؛ و او قبول ننمود ؛ و گفت : من غير از قصاص به چيزى تنازل نمىكنم .
حضرت صادق عليه السّلام گفتند : در اين حال أمير المؤمنين عليه السّلام آئينهاى را طلب كرد ؛ و آن را داغ نمود ؛ و سپس پنبهاى طلبيد ، و آن را تر كرد ، و بر روى مژگان چشمهاى سيلى زننده نهاد ، و پس از آن چشمان او را در مقابل خورشيد نگهداشت ؛ و آئينه را طلب كرد و گفت : اينك در آئينه نگاه كن ؛ چون نگاه كرد ؛ پيه چشم او ذوب شده بود ؛ و چشمانش بدون اينكه در شكل و ظاهرش تغييرى پيدا شود ؛ نور و بينائى خود را از دست داده بود . « 1 »
مَجلسّى - رضوان الله عليه - ، در شرح اين حديث گويد : شيخ در « نهايه » گفته است : علّت قرار دادن پنبهء مرطوب بر مژههاى چشم او براى اين بوده است كه : مژگانش نسوزد و محترق نگردد ؛ و كلام حضرت صادق عليه السّلام كه پس از آن چشمان او را در مقابل خورشيد نگهداشت ؛ ظاهرش آن است كه : خود آن مرد را مواجه خورشيد قرار داد ؛ نه آئينه را همچنان كه در « تحرير » نيز اين طور استظهار كرده است . أمّا ظاهر كلام بعضى چنين است كه : آئينه را مواجه خورشيد قرار داد ؛ و اين طرز با تجربه موافقتر است كه آئينه را در برابر خورشيد بگيرند ؛ و به آن مرد بگويند : در آن آئينه نظر كن !
در « روضه » گفته است : اگر نور و روشنائى چشم برود ، با سلامت حَدَقه ؛ گفته شده است : براى قصاص بايد بر روى مژههاى چشم پنبهء مرطوب نهاد ؛ و آنگاه چشم را در برابر آئينهء داغ شدهاى كه در مقابل خورشيد گذارده شده است ؛ قرار داد ، و آنگاه به مرد مجرم أمر كرد ، تا در آئينه نظر كند ، تا آنكه نور و روشنائى چشم از بين برود .
هامش
( 1 ) - « فروع كافى » ، طبع مطبعهء حيدرى ، ج 7 ، ص 319 ، حديث أوّل .