در اين حال فرمود : محلّ بالا آمدن آب را از داخل ظرف علامت زدند .
در اين حال دستور داد تا ريسمانى را كه به قيد بسته بودند ؛ بالا كشيدند ؛ به قدرى كه قيد تمامًا از آب بيرون آمد ؛ و فقطّ پاها در آب بود . و فرمود : محلّ پائين رفتن آب را در داخل ظرف علامت زدند .
پس از اين فرمود : مقدارى آهن بياورند ؛ و داخل ظرف بريزند ، تا آب به محل اوّل خود بالا آيد . و سپس فرمود : اين مقدار از آهن را وزن كنند ، كه همان مقدار وزن و سنگينى قيد است . و عمر در تعجّب فرو رفت . « 1 »
شيخ طوسى از حُسَيْن بن سَعِيد ، از بعض الأصْحاب مرفوعاً از أمير المؤمنين عليه السّلام دربارهء مردى روايت كرده است كه : او سوگند ياد كرده بود كه فيل را وزن كند ؛ و بداند سنگينى او چقدر است ؟ !
آن مرد را به حضور آن حضرت آوردند . حضرت گفتند : وَ لِمَ تَحْلِفُونَ بِمَالَا تُطِيقُونَ ؟ !
« چرا قسم مىخوريد به كارى كه طاقت آن را نداريد ، و از عهدهء آن نمىتوانيد بيرون آئيد ؟ ! »
گفت : يا أمير المؤمنين ، اينك من مبتلا به اين قسم شدهام ! و كار از كار گذشته ؛ چارهاى بينديش !
أمير المؤمنين عليه السّلام دستور دادند ؛ يك كشتى بزرگ « 2 » كه آمده بود ، و در آن بارِ نى بسيار بود ؛ أوّلًا محلّى را كه تا آنجا كشتى در آب فرو رفته است ؛ و به واسطهء رنگ آب از مقدار ديگر كشتى مشخّص شده است ، علامت بزنند ، و سپس مقدار زيادى از نِى را كه تقريباً به وزن فيل است ؛ از آن خارج كنند ، و پس از آن فيل را در كشتى ببرند ؛ و با كم و زياد نمودن نِى ها ، كشتى را در همان سطح أوّليّهاى كه در آب بود ؛ و با علامت رنگ آن موضع آن را معيّن كرده بودند ، در آورند . و سپس أمر كرد تا آن مقدارِ نِىْ كه از كشتى بيرون آوردهاند وزن
هامش
( 1 ) - « بحار الانوار » طبع كمپانى ، ج 9 ، ص 465 . و نيز شيخ صدوق در « من لا يحضر » ج 3 ، ص 9 ، از طبع نجف آورده است . شيخ در « تهذيب » ، طبع نجف ، ج 8 ، ص 318 و ص 319 مشابه اين را آورده است .
( 2 ) - قُرْقُور ، بر وزن عُصْفور : كشتى بزرگ و يا كشتى دراز .