و در « مستدرك الوسائل » از « بحار الأنوار » از كتاب « مَقْصَدُ الرَّاغيب » مرسلًا در ضمن قضاياى أمير المؤمنين عليه السّلام آورده است . « 1 »
كلينىّ با إسناد خود از محمّد بن يحيى ، از احمد بن محمّد ، از بعضى از اصحاب او ، از أبان بن عُثمان ، از حسن بن كثير از پدرش ، و شَيْخ از حسين بن سعيد ، از فُضَاله ، از أبان ، از حسن بن كثير ، از پدرش ، روايت كردهاند كه : چشم كسى در حالى كه ظاهرش تغييرى نكرده بود ؛ به طورى آسيب ديد كه بينانى او كم شد . أمير المؤمنين عليه السّلام دستور دادند تا چشم صحيح او را بستند . آنگاه مردى تخم مرغى در دست گرفت ؛ و در جلوى او ايستاد ، و گفت : آيا اين را مىبينى ؟ ! و اين شخص آسيب ديده ، هر وقت مىگفت : آرى ! آن مرد قدرى تخم مرغ را به عقب مىبرد ؛ تا به جائى كه چون ديگر نمىديد ، آنجا را علامت مىزد . و پس از آن چشم آسيب ديده را مىبست ، و تخم مرغ را در برابر چشم سالم مىنهاد ؛ و پيوسته به عقب مىرفت ، تا به جائى كه ديگر نمىديد ؛ آن جا را نيز علامت مىزد ؛ و سپس فاصلهء ميان اين دو علامت را اندازه مىگرفت ؛ و به قدر نسبت اين مقدار با أصل درازى ميدان ديد چشم سالم ؛ أرْش و تفاوت ديه را معيّن مىنمود . « 2 »
در « مُسْتَدرك الوَسائل » از كتاب « دَعائم الْإسْلام » از أمير المؤمنين عليه السّلام آورده است كه : چون مردى را بزنند ؛ به طورى كه تمام قوّهء شنوائى ( سَامِعَهء ) خود را دست بدهد ؛ بايد به او يك ديهء كامل بپردازند . و اگر آن شخص مدّعى آسيب ديده ، مورد اتّهام باشد ، و احتمال دروغ دربارهء او برود ، بايد در نزديكى او به طورى كه او خودش نبيند ؛ و نداند ؛ و كاملًا غافلانه أنجام شود ، نه كلام و نه صوت را
هامش
( 1 ) - « مستدرك الوسائل » ، ج 3 ، ص 284
( 2 ) - « فروع كافى » ، ج 7 ، ص 323 حديث 6 ؛ و « تهذيب » ، ج 1 ، ص 266 ، حديث 1047 . و « وسائل الشيعه » ، طبع أمير بهادر ، ج 3 ، ص 504 و طبع حروفى اسلاميه ، ج 19 ، ص 283 ، حديث 2 . و « مستدرك الوسائل » از ظريف بن ناصح در كتاب ديات ، ج 3 ، ص 285 ، و ابن شهرآشوب ، در « مناقب » ، ج 1 ، ص 509 مختصراً آورده است .