شش شتر تمام مأخوذ دار ! و آنكس را كه تُسْعِ شتران سهم او بود ، بفرمود : سهم تو از دو شتر يك تُسْع كمتر بود ؛ اكنون دو شتر تمام بدون كسر بردار . آن سه تن هر يك شتران خود را بدون كسر برداشتند ( نُه عدد ، و شش عدد ، و دو عدد ) و أمير المؤمنين عليه السّلام نيز شتر خود را برگرفت . « 1 »
توضيح اين مسئله آنست كه : مجموع سهامى را كه آنها براى خود ادّعا كرده بودند به قدر نصفِ تُسْع ( 18 / 9 / 1 / 5 . 0 ) از مجموع شتران كمتر مىشد ؛ زيرا
. . .
18 / 18 / 17 / 9 / 9 + 6 + 2 / 3 + 1 / 2 + 1 / 1
9 / 18 / 5 . 0 / 18 / 1 / 17 - 18 / 18
و أمير المؤمنين عليه السّلام مىدانستند كه تمام هفده شتر از آنِ ايشان بوده است و بنابراين ادّعا ، مقدارى از يك شتر به قدر 18 / 1 از مجموع شتران كه 18 / 17 از يك شتر مىشود زياد مىآيد كه بدون مالك مىماند ؛ در حالى كه مىدانيم تمام هفده شتر را بدون هيچ كسرى ، ايشان مالك مىباشند . و خود آن سه نفر به اين معنى فكرشان نمىرسيد ، و اين دقيقه را إدراك نمىنمودند .
و حضرت مىدانستند كه آنها مىخواهند بگويند : ما مالك همهء شترانيم به نسبت نِصْف ( 2 / 1 ) و ثُلْث ( 3 / 1 ) و تُسْع ( 9 / 1 ) . و در اينصورت بايد همهء شتران را بدون هيچ كسرى بين آنها با اين نسبتها قسمت نمود .
يعنى مخرج كسر را هجده گرفت ؛ و هفده شتر را از مخرج هجده برداشت ؛ بدينصورت :
مجموع شترهاى برداشته شده به قدر مجموع شترهاى آنهاست :
18 / 18 / 17 / 9 + 6 + 2 / 9 / 3 + 1 / 2 + 1 / 1
و از طرفى مىدانيم : عدد هجده مقدار شتر آنها نيست ؛ بلكه مخرج جعلى است براى برداشت مقدار سهام ؛ فلهذا يك شتر زائد است ( 1 17 - 18 ) و پس از آنكه آنها سهام خود را به عدد صحيح برداشتند ديگر نيازى به عدد هجده نيست ؛ يعنى
هامش
( 1 ) - « ناسخ التّواريخ » تأليف ميرزا محمّد تقى سپهر : « لسان الملك » ، جلد حضرت أمير المؤمنين على بن أبى طالب عليه السّلام از طبع حروفى إسلاميه ، 1383 هجرى ، جزء پنجم ، ص 63 و ص 64 .