تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
خبر دوازدهم : مَنْ سَرَّهُ أنْ يَحْيَا حَيَاتِى وَ يَمُوتَ مَمَاتِى وَ يَسْكُنَ جَنَّةَ عَدْنٍ التَّى غَرَسَهَا رَبِّى فَلْيُوالِ عَلِيًّا مِنْ بَعْدِى ؛ وَ لْيُوَالِ وَلِيُّهُ ؛ وَ لْيَقْتَدِ بِالْأئِمَّةِ مِنْ بَعْدِى ؛ فَإنَّهُمْ عِتْرَتِى ، خُلِقُوا مِنْ طِينَتِى ، وَ رُزِقُوا فَهْمًا وَ عِلْمًا . فَوَيلٌ لِلْمُكذِّبِينَ مِنْ امَّتِى ! الْقَاطِعِينَ فِيهِمْ صِلَتى ؛ لَا أَنَالَهُمُ اللهُ شَفَاعَتِى ! « كسى كه شاد و مسرور مىشود كه مانند زندگى من زيست كند ؛ و مانند مردن من بميرد ؛ و در بهشت عدن كه پروردگارِ من آن را كاشته است ، ساكن گردد ؛ بايد ولايت على را پس از من داشته باشد ؛ و بايد ولايت ولىِّ او را نيز داشته باشد ! و به إمامان بعد از من إقتدا كند ! زيرا ايشان ، عترت من هستند ؛ از سرشت من آفريده شده‌اند ؛ و فهم و علم به ايشان روزى داده شده است . پس اى واى بر تكذيب كنندگان آنها از امَّت من ، كه دربارهء آنها صِلهء مرا قطع كردند ؛ و خداوند شفاعت مرا نصيب آنان نمىگرداند . » اين حديث را همچنين صاحب « حِلْيَه » ذكر كرده است . خبر سيزدهم : رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم ، خالد بن وليد را به سَرِيَّه‌اى فرستاد . ( جهاد در راه خدا در زمان رسول خدا كه خود آن حضرت در آن شركت نداشتند ) و على عليه السّلام را نيز به سَرِيَّهء دگرى گسيل داشت ؛ و هر دوى اين سَريّه‌ها در يمن بودند . و به آن دو نفر گفتند : إنِ اجْتَمَعْتُمَا فَعَلِىُّ عَلَى النَّاسِ ؛ وَ إنِ افْتَرَقْتُمَا فَكُلُّ وَاحِدٍ مِنْكُمَا عَلَى جُنْدِهِ . « اگر أحياناً در مكانى شما هر دو گروه با هم يك جا گرد آمديد ؛ بايد على رئيس باشد ؛ و در نماز إمام هر دو دسته شود ؛ و اگر از هم جدا بوديد ؛ هر كدام شما بر لشگر خودش إمامت مىكند . » اتّفاقاً هر دو لشگر با هم مجتمع شدند ؛ و غارت كردند ؛ و زنانى را اسير گرفتند ، و أموالى را أخذ نمودند ؛ و عدّه‌اى از مقاومين را كشتند ؛ و على يك كنيزكى از ميان آن غنائم برداشت ؛ و براى خود اختصاص داد . خَالِد به چهار نفر از مسلمانان كه از ايشان بود بُرَيدَهء أسْلَمِى ، گفت : شما چهار تن زودتر از ما به سوى رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم بشتابيد ؛ و به او بگوئيد كه : فلان كار شد ؛ و نيز بگوئيد كه : فلان