« من سيّد و سالار تمام أولاد آدم هستم ؛ و على سيّد و سرور و سالار عرب است . »
چون على را خبر كردند و آمد ، رسول خدا فرستاد در پى أنصار ؛ و آنها به نزد پيغمبر آمدند و به آنها گفتند :
يا مَعْشَرَ الْأنْصَارِ ! ألَا أدُلُّكُمْ عَلَى مَا إنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا أبَدًا . « آيا نمىخواهيد من شما را بر چيزى دلالت كنم كه اگر بدان تمسّك جوئيد هيچگاه گمراه نشويد ؟ ! » أنصار گفتند : بَلَى يا رَسُولَ اللهِ !
رسول خدا ، صلّى الله عليه و آله و سلّم گفت : هَذَا عَلِىُّ فَأحِبُّوهُ بِحُبِّى ! وَ أكرِمُوهُ بِكَرَامَتِى ! فَإنَّ جَبَرائيلَ أمَرَنِى بِالَّذِى قُلْتُ لَكُمْ عَنِ اللَهِ عَزّ وَ جَلَّ . « 1 »
« اين است على ! او را دوست داشته باشيد ، به همان محبّتى كه به من داريد ! و او را مكرّم و معزّز بداريد به همان كرامت و عزّتى كه از من داريد ! حقّاً اين مطلبى را كه من براى شما گفتم ؛ جبرائيل از خداى عزّ و جلّ به من أمر نموده است . »
اين خبر را حافظ أبُو نُعَيمْ در « حِلْيَة الأولياء » ذكر كرده است .
خبر يازدهم : مَرْحَبًا بِسَيِّدِ الْمُؤْمِنينَ ؛ وَ امَامِ الْمُتَّقِينَ !
« آفرين به سيّد و سالار مؤمنان ؛ و إمام و پيشواى متّقيان » . به على گفتند : كَيْفَ شُكْرُكَ ؟ « سپاس و شكرانهء تو در برابر اين خطابى كه با اين ألقاب ، پيامبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم ترا مخاطب قرار داده چيست ؟ »
على عليه السّلام گفت : أحْمَدُ اللهَ عَلَى مَا أتَانِى ؛ وَ أسْألُهُ الشُّكْرَ عَلَى مَا أوْلَانِى ؛ وَ أنْ يَزِيدَنِى مِمَّا أعْطَانِى .
« بر آنچه خداوند به من داده است ، حمد او را به جاى مىآورم ؛ و بر نعمتى كه به من داده است ؛ از او مىخواهم كه شكر او را بگزارم ؛ و نيز مىخواهم از آنچه به من عنايت فرموده است ؛ زيادتر مرحمت نمايد . »
اين خبر را نيز صاحب « حِلْيَه » آورده است .
هامش
( 1 ) - « حلية الأولياء » ، ج 1 ، ص 63 .