و بدان كه هر عملى نباتى دارد كه بدان وسيله رُشْد مىكند ؛ و هر نبات و رشد كردهاى از آب بى نياز نيست . و آبها مختلف مىباشند . هر نباتى كه آب به آن خوب برسد ، و آبش خوب باشد ؛ كشت آن نبات نيكو و پاكيزه است ، و ميوهء آن شيرين است . و هر نباتى كه آب و آبيارى آن خوب نباشد ، و خراب و زشت باشد ، كشت آن نيز پليد و خراب است ، و ميوهء آن تلخ است . »
حضرت در اين خطبه مىفرمايد ، مخالفين ما كه ضالّين و مكذّبين هستند ؛ جلو افتادند و جلودار دسته و قافله شدند ؛ و مؤمنان ناچار در كنج تنهائى و غربت خزيدند ، تربيتى كه آنها مردم را مىنمايند ؛ تربيتى است ناشى از نفوس خبيثهء ايشان كه به ضلالت و تباهى مىكشد ؛ و استعدادها را ضايع و خراب مىنمايد ؛ همچون آب عفن و شور و تلخى كه به زراعت دهند ؛ ثمرهء آن فاسد و خراب مىشود . اى مردم ! مائيم آل محمّد كه قرآن دربارهء ما نازل شده است ! مائيم كه علم ما صافى و بى غلّ و غشّ است ؛ و از معدن نور و تجرّد و عرفان است ! اگر شما از اين علم متابعت كنيد ، عمل شما صحيح و شما را به مقصد مىرساند ؛ و اگر نكنيد عمل شما باطل و شما در ضدّ راه مقصود به حركت آمده ؛ و روز به روز از مقصود دور تر خواهيد شد ؛ و پيوسته در جهت عكس راه سعادت گام بر مىداريد ؛ و هيهات آنكه بوئى از وجدان و إنصاف و حقيقت و عبوديّت و ايثار و عرفان و توحيد به مشام شما خورد .
إى مردم هر كس علم را از غير ما بياموزد ؛ مانند كسى است كه از ديوار و بام - بدون دَرِ آن - وارد خانه شود . چنين كسى دزد به شمار مىآيد ؛ نه طالب علم . او را مىگيرند ، و زندان مىكنند ، و دستش را مىبرند ؛ و أبداً و أبداً از بهرهها و مزاياى درون خانه متمتّع نخواهد شد .
ابن أبى الحديد « 1 » در شرح اين خطبه گفته است : مراد از خَزَنَه و أبْوَاب كه آن
هامش
( 1 ) - محدّث قمى در « الكُنى و الألقاب » طبع صيدا ، ج 1 ، ص 185 در ترجمهء او گويد : عزّالدّين عبد الحميد بن محمّد بن محمّد بن حسين بن أبى الحديد مدائنى فاضل أديب مورّخ حكيم شاعر ، شارح « نهج البلاغ » و صاحب « قصائد سبع » مشهوره ، معتزلى مذهب بوده است ؛ همانطور كه خودش در يكى از قصائدش در مدح أمير المؤمنين عليه السّلام گويد :و رأيتُ دين الاعتزال و إننّى * أهوى لأجلك كلَّ من يَتَشَّيعُتولّدش در اوّل ذو الحجّة سنهء 586 در مدائن و وفاتش در بغداد سنهء 655 بوده است ؛ و آية الله علّامهء حلّى به واسطهء پدرش از او روايت مىكند .
و در « ريحانهء الأدب » ، ج 7 ، ص 333 تا ص 335 او را شافعى مذهب و در اصول معتزلى مىداند ؛ و از مواليان أهل بيت عصمت و طهارت شمرده است ؛ و شرح « نهج البلاغهء » او از نفيسترين شروح است و چون اين شرح خاتمه يافت آن را توسّط برادرش : موفّق الدّين أحمد براى كتابخانهء وزير روشن ضمير ابن العلقمى هديه فرستاد ، و از طرف آن وزير علم دوست و ديانت تخمير به صله و انعام يك اسب ، و يك خلعت فاخر و صدهزار دينار ( طلاى مسكوك هجده نخودى ) مفتخر گرديد .