هم ، در مقابل آنها سخن صحيح و استوارى معقول نيست ؛ و لهذا كسى را جرأت بر كلام نيست . )
اينك شخص رائد كه از جانب قافله و قبيله در بيابان براى جستجوى آب و گياه مىرود ، كه قافله را خبردار كند ؛ بايد در وقت بازگشت خود ، به أهلش راست بگويد ؛ و عقل و فهم خود را إحضار كند ( يعنى شما كه از شهرهاى مختلف در اينجا گرد آمده ، و خطبهء مرا مىشنويد ؛ در حكم رائدى مىباشيد كه از طرف قومش ، براى طلب حقيقت و معنويّت آمده است ؛ شما در وقت مراجعت به قوم و قبيلهء خود ، راست بگوئيد ؛ و آنچه از ما مىبينيد بدون كم و زياد بيان كنيد ! »
و بايد از فرزندان آخرت باشد اين شخص رآئد ؛ زيرا كه از آنجا آمده است ؛ و بدانجا منقلب مىشود و بر مىگردد .
بنابراين كسى كه با چشم دل إدراك مىكند و با چشم سر به كار مىافتد ، و وارد عمل مىشود ، در ابتداى عمل خود بايد بداند و بفهمد كه : آيا اين عمل او بر ضرر اوست يا به منفعت او ؟ اگر عملش به نفع او باشد ، به كار خود إدامه دهد ؛ و اگر بر ضرر او باشد ؛ بايد توقّف كند و دست نگهدارد ، زيرا كه عمل كنندهء بدون علم همچون روندهاى است در غير راه مقصود ؛ كه هر چه بيشتر برود و زيادتر راه طى كند ، بُعْد و دورى او از راه مقصود ، موجب زيادى بُعد او از نياز و احتياج او مىگردد . أمّا كسى كه با علم و بينش عمل كند ، مانند كسى است كه در راهِ واضح حركت نموده ، به مقصد و مقصود مىرسد . اينك بايد شخص حركت كننده ، نظر كند و ببيند كه : آيا به سوى مقصد مىرود ؛ و يا در جهت عكس مقصد و مقصود گام بر مىدارد ، و بازگشت مىكند ؟
بدان كه براى هر ظاهرى يك مثال و مُشابهى در باطن آن است . آنچه ظاهرش نيكو و پاكيزه باشد ، باطنش نيكو و پاكيزه است . و آنچه ظاهرش پليد و زشت باشد ، باطنش پليد و زشت است .
و حقّاً رسول خدا كه صادق است - ( درود باد بر او و بر آل او ) - گفته است : خداوند چه بسا بندهاى را دوست دارد ، ولى عمل وى را مبغوض دارد ؛ و چه بسا عمل وى را دوست دارد ؛ و خود او را مبغوض دارد .
امام شناسى (فارسى) — صفحة 278
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٧٨