تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
« على عليه السّلام به طائفهء أسلم گفت : بيعت كنيد ، زيرا كه اين متصدّيان أمر غصب خلافت مرا بين دو چيز مخيّر كرده‌اند : يا آنكه از من بربايند آنچه را كه حقّ آنها نيست ، يا آنكه من با آنها جنگ كنم ، و أمر مسلمين را متفرّق و پريشان گردانم . » و نيز از إبراهيم ثقفى با سند متّصل خود روايت كرده است از موسى بن عبد الله بن الحسن كه گفت : أبَتْ أسْلَمُ أنْ تُبَايِعَ ، فَقَالُوا : مَا كنَّا نُبَايعُ حَتَّى يُبايِعَ بُرَيدَةُ لِقَوْلِ النَّبِى صَلَّى اللهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ لِبُرَيْدَةَ : عَلِىٌ وَلِيٌكمْ مِنْ بَعْدِى . قَالَ : فَقَالَ عَلِىٌ عَلَيهِ السَّلَامُ : إنَّ هَؤُلآء خَيَّرُونِى أنْ يظْلِمُونِى حَقِّى وَ ابَايِعَهُمْ ، وَ ارْتَدَّ النَّاسُ حَتَّى بَلَغَتِ الرِّدَّةُ أحَدًا فَاخْتَرْتُ أنْ اظْلَمَ حَقِّى وَ إنْ فَعَلُوا مَا فَعَلُوا . « 1 » « طائفهء أسلم از بيعت كردن إبا نمودند ؛ و گفتند : ما بيعت نمىكنيم تا بُرَيْدَه بيعت كند ، به سبب گفتار رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم به بريده كه : پس از من على ، صاحب اختيار و والى مقام ولايت شماست ! راوى گفت : كه على گفت : اين گروه غاصب مرا مخيّر كرده‌اند ، كه بر من ستم روا دارند و من با آنها بيعت كنم ؛ و مردم از دين برگشتند ؛ و اين ارتداد به همه رسيد ، و كسى را وانگذاشت . و من اين‌طور اختيار كردم كه در ربودن حقّم مظلوم واقع شوم و اگرچه هر چه مىخواهند بكنند ، بكنند ؛ ( زيرا كه بقاء دين و عدم تشتّت مسلمين در صبر من بود . ) »

دين إسلام شرط رهبرى را ، أعلميّت از جميع أفراد امَّت مىداند

بارى منظور آن است كه دين إسلام كه طبق فطرت است ، و مطابق حكم عقل مستقل است ، علم را از همه چيز برتر شمرده است ؛ و در اين‌صورت شرط رهبر را أفزونى علم او از جميع امَّت دانسته است . علم چون نور است در برابر ظلمت ؛ و آيا مىتوان بين آن دو قياس گرفت ؟ رهبرى كه با دو چشم معناى بينا ، مردم را حركت دهد ، بهتر حركت مىدهد ، يا آنكه نابيناست و نياز به عصاكش دارد ؛ ما چقدر آيات زيبا و لطيفى به مضامين گوناگون راجع به علم داريم ! در أوّلين آيه‌اى كه بر پيغمبر أكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم نازل شده است كه
هامش
( 1 ) - « تلخيص الشّافى » ج 3 ، ص 78 و 79 ، و « غاية المرام » ص 557