« تشييد المطاعن » ، از باب هفتاد و پنجم كتاب « رَبيعُ الْأَبْرارِ زَمَخْشَرِى » عين اين روايت را با همين عبارت ذكر كرده است .
و بخارى در « صحيح » خود در باب كسْوَةُ الْكَعْبَةِ از كتاب « حجّ » ، و نيز در كتاب « اعتصام » آورده ؛ و ليكن از فرط ناصبى بودن خود ، نسبت به شيبة بن عثمان داده ، و از أمير المؤمنين عليه السّلام روايت را برگردانده است . « 1 »
ابن أبى الحديد در « شرح نهج البلاغهء » اين روايت را آورده است ؛ و به دنبال آن براى تأييد و صحّت استدلال مضمون حديث ، دو وجه را ذكر كرده است :
أوّل آنكه أصل أوَّليّه در تصرّف اشياء ، حَظر و تحريم است ؛ پس جايز نيست تصرّف در چيزى از أموال مگر با إذن شرعى ؛ و چون إذنى از جانب شارع در زينت كعبه نيامده است ؛ بايد بر حكم اصل كه همان أصالة الحَظْر و عدم التّصرّف است عمل نمود .
دوّم آنكه زينت كعبه مال اختصاصى كعبه است ؛ همانند پردههاى كعبه ، و همانند دَرِ كعبه . پس همانطور كه جايز نيست تصرّف در پردهء كعبه و دَرِ آن مگر با نصّ و تصريح شارع ؛ همينطور جايز نيست تصرّف در زينت آن .
و جامع در ميان دو مسئله ، همان جهت اختصاصى است كه وقف كننده و قرار دهنده ، آنها را مانند جزئى از أجزاءِ كعبه قرار داده است . و بر اين نهج بايد استدلال را استوار نمود . « 2 »
و علّامهء أمينى با سه روايت در « الغدير » از بخارى و « أخبار مكّه » لازرقى ، و « سنن أبوداود » و « سُنَن ابن ماجه » ، و « سنن بيهقى » ، و « فتوح البلدان » بلاذرى ، و « نهج البلاغة » ، و « الرّياض النَّضِرَة » ، و « ربيع الأبرار » ، و « تيسير الوصول » ، و « فتح البارى » ، و « كنز العمّال » ، روايت نموده است « 3 »
و جلال الدّين سيوطى در كتاب « عَرْفٌ الْوَرْدِى فِى أخْبَارِ الْمَهْدِى » از
هامش
( 1 ) - « صحيح بخارى » ، طبع بولاق مصر ، ج 2 ، ص 149 . « كتاب الحجّ » ؛ و ج 9 ، ص 92 « كتاب الاعتصام » ، باب الاقتداء بسنن رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم . اين مطلب در أواسط صفحه آمده است .
( 2 ) - « شرح نهج البلاغة » ، با تحقيق محمّد أبوالفضل إبراهيم ، ج 19 ، ص 158 و ص 159 شمارهء 276 .
( 3 ) - « الغدير » ، ج 6 ، ص 177 و ص 178 ، حديث شمارهء 60 .