تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
كردند ؛ و به واسطهء خون‌هاى قربانى كه براى بت‌ها مىريختند ، بين ما و بين كعبه جدائى انداختند ؛ و أهل مكّه همگى نجس هستند ؛ و أهل شرك مىباشند . تُبَّع چون از اندرز و پند آنها برخوردار شد ؛ و صدق سخنشان را فهميد ؛ آن چند نفر از طائفهء هُذَيْل را به نزد خود طلبيد ، و دست‌ها و پايهايشان را بريد ؛ و سپس حركت كرد تا وارد مكّه شد . « 1 » و ابن شهرآشوب آورده است كه : مُسْتَرشِد خليفهء عبّاسى از أموال حائر و كربلا و نجف ( ظ ) برداشت و گفت : قبر احتياج به خزانه ندارد ؛ و آن أموال را براى لشگريان خود مقرّر داشت ؛ و چون براى جنگ بيرون رفت ؛ خودش و پسرش رَاشِد كشته شدند « 2 » و در اين عصر قريب به زمان ما ، سلطان عبد الحميد عثمانى در خاطرش افتاد كه زيورآلات خانهء خدا را كه در داخل كعبه بود ، همه را بيرون بياورد و تصرّف كند ؛ از علماءِ عامّه حكمش را پرسيد ؛ آنها به واسطهء مراعات حال سلطان ، جوابى درست به وى ندادند ، تا بالأخره از آخوند ملّا محمّد خراسانى رحمة الله عليه ، كه مرجع وحيد و مدرّس عاليقدر در نجف أشرف بود ، استفتاء كرد . مرحوم آخوند در پاسخ ، او را منع كردند ؛ و در نامهء خود بعضى از أخبار واردهء در اين موضوع را نيز ضميمه نموده ؛ و إرسال داشتند ؛ او نيز از تصميم خود برگشت و صرف نظر كرد . و جاى تأسّف بلكه هزار تأسّف است كه در همين زمان ما جماعت وَهّابى ها خَذَلَهُمُ الله جميعاً ، كعبه را غارت كردند و آنچه از نفائس أموال و جواهرات و أشياء عتيقه و نفيسه بود ، بردند ؛ و از آنجا به مدينهء منورّه هجوم آورده ، و آنچه در داخل رَوْضهء مُطَهَّره و أطراف قبر رسول خدا و حضرت صِدّيقه سلام الله عليهما بود ؛ همه را غارت كردند ، از أشيائى كه همانند آنها در جهان يافت نمىشد ؛ و سلاطين و حكّام و أمرآء در مدّت بيش از هزار سال در آنجا نهاده و هديه داده
هامش
( 1 ) - « تاريخ الامم و الملوك » للطبرى ، با تحقيق محمّد ابوالفضل ابراهيم ، طبع دار المعارف مصر ، ج 2 ، ص 105 تا ص 107 . ( 2 ) - « مناقب » ، طبع سنگى ، ج 1 ، ص 482 .