نشنيدهاى ؟ :
تَرَى بِهِ الْأبَّ وَ الْيَقْطينَ مُخْتَلِطًا * عَلَى الشَّريعَةِ يَجْرِى تَحْتَهَا الْعَذْبُ « 1 »
« در آن مكان سبز و خرّم مىبينى تو كه علف و گياه با كدو درهم آميخته شده ، و در كنار آبشخوار و شريعهء رودى قرار دارد كه در آن آب شيرين جارى است . »
و در تفسير « كشّاف » ، زمخشرى ذكر كرده است ؛ و فخر رازى هم از او نقل كرده است كه : الأبّ الْمَرْعَى ؛ لِانَّهُ يُؤَبُّ أىْ يُؤَمُّ وَ يُنْتَجَعُ ؛ و الْأبُّ وَ الْامُّ أخَوَانِ ؛ قَالَ :
جِذْمُنَا قَيْسٌ وَ نَجْدٌ دَارُنَا * وَ لَنَا الْأبُّ بِهِ وَ الْمَكْرَعُ « 2 »
« أبّ عبارت است از گياه و علفى كه در چراگاه مىرويد ؛ و آن را أبّ گويند به جهت آنكه قصد آن را مىكنند ؛ و براى طلب گياه به سوى آن مىروند . و أبّ و أمّ يك معنى دارد . شاعر مىگويد :
« اصل و ريشه و تبار ما قَيْس است ؛ و خانهء ما در نَجْد است ؛ و ما هم داراى مرتع و چراگاه هستيم ؛ و هم داراى آبشخوارى كه أنعام و چهارپايان ما گردنهاى خود را كشيده و دراز كرده ، از آن آب مىنوشند . »
و منظور شاعر افتختار خويش است به شرف و شجاعت بر غير خود ، كه از تبار قَيس است و چراگاه و آبشخوار دارند .
و ابن أثير در مادّهء أبَبَ ، پس از بيان حديث عمر ، و اعتراف به جهل خود ، و نهى از تكلّف در قرآن ، گويد : أبّ چراگاهى است كه براى چريدن و قطع شدن علف آن ، آماده شده است . و گفته شده است : أبّ براى چريدن چهارپايان همچون فَاكهَةً است براى انسان . و از اين قبيل است حديث قُسَّ بن سَاعِدَة « 3 »
هامش
( 1 ) - « الدُّرُّ المنثور » ، ج 6 ، ص 316 .
( 2 ) - « تفسير كشّاف » ، طبع اوّل ، ص 525 ؛ و « تفسير فخر » ، ج 8 ، ص 477 . أبَّ و أمَّ ، ماضى مضاعف ، و اصل آن أبَبَ و أمَمَ بوده است . و أبُّ و أمُّ هر دو با فتحهء همزه و تشديد باء و ميم به معناى علف روئيده شده در چراگاه است ؛ و جِذْم با كسرهء جيم و سكون ذال به معناى اصل است .
( 3 ) - مامقانى در « تنقيح المقال » ج 2 ، ص 28 گويد : قُسّ با ضمّهء قاف و تشديد سين مهمله است .