بالجمله جهالت خلفاى غاصب يكى و دو تا نيست . در مسائل شرعى و آيات قرآن و لغت و معارف الهى آنقدر گيج بودهاند كه علماى علم كلام در احتجاجات خود در برابر مخالفين ، آنها را ضبط و ثبت كردهاند .
أبوبكر معناى أبّ را نمىدانست
أبوبكر و عمر معناى أبّ را نمىدانستند
شيخ مفيد آورده است كه : از أبوبكر دربارهء گفتار خداى تعالى :
وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا
سؤال شد ؛ و معناى أبّ را در قرآن نمىدانست ؛ و گفت : أىُّ سَمَاءٍ تُظِلُّنِى أمْ أىُّ أرْضٍ تُقِلُّنِى أمْ كَيْفَ أصْنَعُ إنْ قُلْتُ فِى كتَابِ اللهِ تَعَالَى بِمَا لَا أعْلَمُ ؟ ! أمَّا الْفَاكِهَةُ فَتَعْرِفُهَا ، وَ أمَّا الْأبُّ فَاللهُ أعْلَمُ بِهِ .
« اگر من از روى رأى خود در كتاب خداى تعالى چيزى را بگويم كه نمىدانم ؛ در اين صورت كدام آسمان بر سر من سايه مىافكند ؟ يا كدام زمين مرا بر روى خود مىكشد ؟ يا چكار كنم ؟ و چه چاره انديشم ؟ ما معناى فَاكِهَة را مىدانيم ؛ و معناى أبّ را خدا داناتر است . »
چون سخن او را در اين باب به أمير المؤمنين عليه السّلام رساندند ؛ گفت : يا سُبْحَانَ اللهِ أمَّا عَلِمَ أنَّ الْأبَّ هُوَ الْكَلاءُ وَ الْمَرْعَى ؛ وَ أنَّ قَوْلَهُ تَعَالَى : وَ فَاكِهَةً وَ أبّاً إعْتِدادٌ مِنَ اللهِ تَعَالَى بِإنْعَامِهِ عَلَى خَلْقِهِ بِمَا غَذَاهُمْ بِهِ وَ خَلَفَهُ لَهُمْ وَ لِأَنْعَامِهِمْ مِمَّا تَحْيىَ بِهِ أنْفُسُهُمْ وَ تَقُومُ بِهِ أجْسَادُهُمْ « 1 »
« اى سبحان الله ! آيا او ندانست كه أبّ عبارت است از علف و گياه بهائم ؟ و اين كه گفتار خداى تعالى كه مىگويد :
وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا
عنايت و مرحمت و اعتنائى است كه : خداوند تعالى بر خلق خودش نموده ، كه با نعمت دادن به آنها به غذائى كه به آنها مىدهد ؛ و از براى آنها و چارپايانشان تهيّه و إيجاد كرده ، از آنچه را كه به واسطهء آن نفوسشان زنده مىشود ؛ و أجسادشان نيرو مىگيرد ؛ آنها را مورد نظر خود قرار داده است ؟ »
و ابن شهرآشوب صدر اين حديث را كه راجع به أبوبكر است ؛ از فتاواى
هامش
( 1 ) - « إرشاد » ، طبع سنگى ص 110