الله طباطبائى - رضوان الله عليه - در « الميزان » ، از سيوطىّ ، در « الدُّرُّ المنثور » ، و از شيخ مفيد در « إرشاد » ، نقل كردهاند . « 1 »
و نيز خوارزمى « 2 » و محبّ الدِّين طبرى « 3 » و سبط ابن جوزى « 4 » و ابن عبد البرّ « 5 » و ملّا على متّقى هندى « 6 » همين مضمون از روايت را در كتب خود روايت نمودهاند . و در پايان حديثِ خوارزمى وارد است كه : اين زن نيز در نوبت ديگر در سر شش ماهگى زائيد . سيّد بن طاووس نيز از مصادر عامّه ، ردّاً على مذهبهم آورده است . « 7 »
و ملّا على متّقى با سند ديگر از قتاده از أبوالحرب بن الأسود دُئلى ، از پدرش بدين صورت روايت كرده است كه :
براى حكم و إجراءِ حدّ ، زنى را نزد عمر بردند كه شش ماهه زائيده بود ؛ و عمر تصميم گرفت او را رَجْم كند ؛ خواهر اين زن به نزد على بن أبى طالب عليه السّلام آمد ، و گفت : عمر خواهر مرا سنگسار مىكند ؛ من تو را به خدا قسم مىدهم كه اگر براى خواهر من عذرى را مىدانى براى من بيان كن !
هامش
( 1 ) - « الميزان فى تفسير القرآن » ، ج 18 ، ص 224 .
( 2 ) - « 422 مناقب خوارزمى » ، از طبع سنگى ، ص 57 ، و از طبع حروفى نجف ، ص 49 و ص 50 ، و در « غاية المرام » ، از خوارزمى از زمخشرى آورده است ، ص 531 ، حديث 8 از عامّه .
( 3 ) - « ذخائر العقبى » ، ص 82 ، آنگاه گويد : اين حديث را قلعى و ابن سمّان تخريج كردهاند ؛ و از سعيد بن مسيّب با تخريج أحمد و أبوعمر وارد است كه : كان عمر يعتوّذ من معضلة ليس لها أبوحسن ؛ و كتاب « الرّياض النَّضرة » طبع مكتبة لبندة ، ج 3 ، ص 205 ، و گويد : اين حديث را عقيلى و ابن سمّان از أبوحزم از أبوالاسود تخريج كردهاند .
( 4 ) - « تذكرهء خواصّ الامَّة » ص 87 .
( 5 ) - « استيعاب » ، ج 3 ، ص 1103 .
( 6 ) - « كنز العمّال » ، طبع دوّم حيدرآباد ، ج 6 ، ص 106 ، حديث شمارهء 785 ، از عبد الرّزاق در « جامع » خود .
( 7 ) - « الطرائف فى معرفة مذهب الطّوائف » ، طبع مطبعهء خيّام ، 1400 هجرى ، ص 472 . و اينطور گويد : و من طرائف ما شهدوا به على خليفتهم عمر أيضاً من اقدامه على قتل النفوس و تغيير شريعة نبيّهم و تبديله لأحكامه . ما ذكره الحميدى فى كتاب الجمع بين الصَّحيحين فى فصل منفرد فى آخر الكتاب المذكور ، قال : إنّ عمر أمر برجم امرأة ولدت لستّة أشهر و تا آخر روايت را ذكر كرده است .