روز است ؛ و مجموع دوران باردارى يكصد و هشتاد روز شود جنين متولّد مىگردد .
و اگر خلقت و تَكوُّن جنين در سى و پنج روز صورت گيرد ؛ بچّه در رأس هفتاد روز تكان مىخورد ؛ و در رأس دويست و ده روز منفصل مىشود ؛ و به دنيا مىآيد كه اين هفت ماه مىشود .
و اگر خلقت و تَكوُّن جنين در چهل روز صورت پذيرد ؛ در رأس هشتاد روز بچّه حركت مىكند ؛ و در سر دويست و چهل روز كه هشت ماه است ، متولّد مىشود . ولى چنين بچّهاى كمتر ديده مىشود كه در دنيا زنده بماند مگر در شهرهاى معيّنى ، همچون مِصْر . و اين معنى بحثش در اين كتاب گذشت .
و اگر خلقت و تَكوُّن جنين در چهل و پنج روز صورت گيرد ؛ طفل در رأس نود روز متحرّك مىشود ؛ و در سر دويست و هفتاد روز كه نُه ماه است متولّد مىشود ؛ و اين بسيار است ؛ و أمّا اكثر مدّت حمل در قرآن مجيد مقدارى براى آن مشخّص نشده است . « 1 »
فخر رازى در تفسير اين آيه ، عين عبارتى كه ما از نيشابورى ذكر كرديم ذكر كرده است ؛ و البتّه او بر نيشابورى تقدّم دارد ؛ و نيشابورى از او أخذ كرده است . « 2 »
و بيهقى در « سنن » خود در باب مَا جَاءَ فِى أقَلِّ الْحَمْل با دو سند متّصل خود از أبِى الْحَرْبِ بْنِ أبِى الأسْوَد دُئَلِى ، و از حسن بصرى مرسلًا داستان أمر عمر را به رجم زنى كه شش ماهه جنين خود را به زمين نهاده بود ؛ و منع أمير المؤمنين عليه السّلام را روايت نموده است . « 3 »
و سيوطى در « الدُّرُّ المنثور » از عبد الرّزّاق ، و عبد بن حميد ، و ابن مُنْذر ، از طريق قُتَادَة از أبو الحرب بن أبوالاسود دُؤَلى اين حديث را روايت كرده است . « 4 » و علّامهء فقيد آية
هامش
( 1 ) - « تفسير غرائب القرآن و رغائب الفرقان » ، تأليف نظام الدّين حسن بن محمّد قمّى نيشابورى ، متوفّى در سنهء 728 طبع مطبعهء الحلبى بمصر ، ج 26 ، ص 10 .
( 2 ) - « تفسير مفاتيح الغيب » ، طبع اوّل ، ج 7 ، ص 504 تأليف أبوعبد الله محمّد بن عُمَر بن الحسين طبرى الأصل و رازى المولد أشعرى شافعى متوفّى در سنهء 606 در شهر هرات .
( 3 ) - « السَّنن الكبرى » ج 7 ، ص 442 .
( 4 ) - « تفسير الدُّرّ الْمَنْثُور » ج 6 ، ص 40 .