تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
على بن عيسى إرْبِلِى در « كشف الغُمَّة » اين خبر را از « مناقب » خوارزمى روايت كرده است . و نيز مجلسى آن را در « بحار » در ضمن نهمين طعن از مطاعن عمر قرار داده است . « 1 » ابن شهرآشوب چون اين مطلب را بيان مىكند ، مىگويد كه : أمير المؤمنين عليه السّلام به عمر گفتند : هَبْ لَك سَبِيلٌ عَلَيْهَا فَهَلْ لَكَ سَبِيلٌ عَلَى مَا فِى بَطْنِهَا وَ اللهُ تَعَالَى يَقُولُ :
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ،
« 2 » « چنين فرض كن كه تو را اقتدار و تسلّطى بر اين زن هست ؛ ولى آيا اقتدار و تسلّطى هم بر جنين و طفلى كه در شكم اوست دارى ؟ ! در حالى كه خداوند تعالى مىگويد : هيچ آدم گنهكار و باردارى ، بار گناه ديگرى را بر دوش نمىكشد » عمر گفت : پس با اين زن چه كنم ؟ ! قَالَ : احْتَطْ عَلَيْهَا حَتَّى تَلِدَ ، فَإذَا وَلَدَتْ وَ وَجَدْتَ لِوَلَدِهَا مَنْ يَكْفُلُهُ فَأقِمِ الْحَدَّ عَلَيْهَا ! فَلَمَّا وَلَدَتْ مَاتَتْ ؛ فَقَالَ عُمَرُ : لَوْ لَا عَلِىُّ لَهَلَكَ عُمَرُ . « أمير المؤمنين عليه السّلام گفتند : او را در مراقبت و محافظت بدار ؛ تا بزايد ؛ و پس از آنكه زائيد ؛ و كسى را يافتى كه بچّهء او را كفالت كند ، و از عهدهء پرورش و شير و امور او بر آيد ؛ آنگاه حدّ را بر او إجرا كن ! اتّفاقاً چون اين زن زائيد ، در هنگام وضع حمل ، در سرِ زائيدن بمرد . و عمر گفت : اگر على نبود عمر هلاك شده بود . » و إصفهانى در اين داستان گويد :
وَ بِرَجْمِ اخْرَى مُثْقَلٍ فِى بَطْنِهَا * طِفْلٌ سَوِّىُّ الْخَلْقِ أوْ طِفْلَانِ 1 نُودُوا ألَا انْتَظِرُوا فَإنْ كَانَتْ زَنَتْ * فَجَنِينُهَا فِى الْبَطْنِ لَيْسَ بِزَانِ 2 « 3 »
1 - « و قدرت و غزارت علمى على نيز آشكار شد ، در وقتى كه عُمر
هامش
( 1 ) - « كشف الغمّة » ، طبع سنگى ص 33 « بحار الأنوار » طبع كمپانى ، ج 8 ، ص 296 . ( 2 ) - اين آيه مباركه در پنج جا در قرآن كريم وارد است : « آيه 164 ، از سورهء 6 : انعام » ؛ و « آيه 15 ، از سورهء 17 : إسرآء » ؛ و « آيه 18 ، از سورهء 35 : فاطر » ؛ « و آيه 7 ، از سورهء 39 : زمر » ؛ « و آيه 38 ، از سورهء 53 : النّجم » . ( 3 ) - « مناقب » ، طبع سنگى ، ص 494 ، ج 1 ، و اين داستان را فضل بن شاذان ، در « إيضاح » ص 192 با تعليقهء ارموى آورده است .