زن وِشگون گيرنده را قَارِصَه گويند ؛ و زن جستن كننده را قَامِصَه ، و زن خرد شده و شكسته را وَاقِصَه نامند . « 1 »
اين روايت را ابن شهرآشوب از أبوعُبَيْد در « غريب الحديث » و از ابن مَهْدِىّ در « نزهة الأبصار » از أصبَغ بن نُبَاتَه روايت كرده است « 2 »
و ابن أثير جزرى در « نهايه » اين حديث را از أمير المؤمنين عليه السّلام در مادّهء قَرَصَ روايت كرده است ؛ و گفته است كه : إنَّهُ قَضَى فِى الْقَارِصَةِ وَ الْقَامِصَةِ وَ الْوَاقِصَةِ أثْلَاثاً ؛ و سپس داستان را بدين كيفيّت آورده است كه : سه نفر زن بودند كه بازى مىكردند ؛ بدينطور كه همه به روى هم سوار شده بودند . آن زن زيرين ، به زن وَسَطى وشگونى گرفت ، و آن وَسَطى بدين جهت از جا پريد . و در نتيجهء آن زن زيرين به رو در افتاد و گردنش شكست . حضرت دو ثلث ديه را بر زن زيرين و وَسطى قرار دادند ، و ثلث ديهء زن زيرين را ساقط كردند ؛ چون او در جنايت وارده بر خودش كمك نموده است .
و سپس گفته است : اين حديث را زمخشرى مرفوعاً آورده است ؛ و ليكن از كلام على عليه السّلام است . « 3 »
و مراد او روايت زمخشرى در « فَائِق » است كه آن را مرسلًا از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم آورده است .
مضمون اين روايت را ابن بَابويه ، و شَيْخ ، از محمّد بن أحمد بن يحيى ، از ابى عبد الله ، از محمّد بن عبد الله بن مهران ، از عمرو بن عثمان ، از أبوجميله از سعد إسكاف از أصْبَغ بن نُبَاتَه روايت كردهاند كه : أمير المؤمنين عليه السّلام حكم كردند در
هامش
( 1 ) - قَرَصَ يقْرُصُ قرْصاً با انگشت گوشت كسى را گرفتن و پيچانيدن است ، به طوريكه دردش بيايد ، و در فارسى وشگون و نشگون گويند . و در « لغت نامهء دهخدا » گويد : نشگون گرفتن رنج رساندن به كسى با فشردن قسمتى از گوشت تن او ميان إبهام و سبّام . و قَمَص يقمُصُ قَمْصاً عبارت است از جهيدن و پريدن . و وَقَصَ يقِصُ وقْصاً عبارت است از شكسته شدن و خرد شدن گردن .
( 2 ) - « مناقب » ، طبع سنگى ، ج 1 ، ص 487 و ص 488
( 3 ) - « النّهاية فى غريب الحديث الأثر » ، ج 4 ، ص 40