تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
به جائىكه قصد كشتن يكديگر را كردند . مردى در آن ميان فرياد زد و أمير المؤمنين از ايشان دور نبود ! به يارى طلبيد ! حضرت آمده . آنها را از منازعه و جنگ ملامت كرد ، و خشم خود را إبراز نمود ، و فرمود : خود را نكشيد در حالىكه رسول خدا حيات دارد ! و من در ميان شما مىباشم ! زيرا در صورت قتال و كشتار ، بيش از مقدارى كه بر سر آن اختلاف داريد ؛ خواهيد كشت . چون اين مطلب را از آن حضرت شنيدند ؛ آرام شدند و به استقامت و تحمّل حاضر شدند . أمير المؤمنين عليه السّلام فرمود : من در ميان شما حكمى مىكنم ؛ اگر آن را پذيرفتيد كه همان نافذ است ؛ و گرنه اين حكم مانع تجاوزِ متعدّى و متجاوز مىشود ؛ و براى او حقّ قتال و يا أخذ ديه نمىگذارد ؛ تا رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم را ملاقات كنيد ! و از او بپرسيد ؟ و او از من به قضاوت سزاوارتر است . ايشان راضى شدند . حضرت أمر كرد : از قبايل و أقوام كسانى كه در أطراف زُبْيَه براى مشاهده گرد آمده بودند ، يك ديهء كامل ، و نصف ديه ، و ثلث ديه ، و ربع ديه جمع آورى كنند . آنگاه به أهل و ورثهء أوّلين نفرى كه سقوط كرده بود ، رُبع ديه را داد ؛ به جهت آنكه در بالاى او سه نفر هلاك شده‌اند ؛ و به أهل دوّمى كه پهلوى أوّلى بود ، ثلث ديه را داد ، به جهت آنكه در بالاى او دو نفر هلاك شده‌اند ؛ و به أهل سوّمى نصف ديه را داد ، به جهت آنكه در بالاى او يك نفر هلاك شده است . و به نفر چهارمى يك ديهء كامل را داد ، به جهت آنكه در بالاى او كسى هلاك نشده است . بعضى از آنها به اين قضاوت خشنود شدند ؛ و بعضى ناخشنود ؛ حضرت به آنها گفت : اينك شما به اين حكمى كه نمودم تمسّك كنيد ، تا به نزد رسول الله برويد ؛ و او حاكم و قاضى در ميان شما باشد ! آنها در موقف حجّ در مكّهء مكرّمه با رسول خدا بر خورد كردند ؛ و با هيجان به حضورش رفته ، و داستان را بازگو كردند . رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم بُردى را كه بر دوش داشت ، به خود پيچيد ؛ و گفت : من انشاء الله اينك در ميان شما حكم مىكنم ! مردى از آن جماعت صدا زد : على بن