در چهار نفرى كه در حفره شير افتادند و هلاك شدند
. . .
مرحوم سيّد محسن أمين عَامِلى از كتاب « عَجَائِبُ أحكامِ أمِيرالْمؤمنين عَلِىُّ بْنِ أبِيطالِب » ( صلوات الله عليه ) نوشتهء ابراهيم بن هاشِم نقل كرده است كه : ابراهيم بن هاشم ، از نوفلى ، از سَكونى ، از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : پيغمبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم ، على را به يمَن فرستادند ؛ و در آنجا زُبْيَه « 1 » اى بود كه شيرى در آنجا افتاد . صبحگاهان مردم به تماشا رفته ، و براى ديدن شير تزاحم مىكردند ؛ و يكديگر را در أطراف زُبْيَه هُلْ مىدادند ؛ و براى مجال ديدن خود ، آنها را با دست دفع مىكردند و كنار مىزدند .
در اين حال يك مرد در زُبْيَه سقوط كرد ، و دست خود را به كسى كه پهلوى او بود آويزان نمود . و آن كس نيز دست خود را به كسى كه در كنارش بود آويزان كرد ؛ و او نيز همچنين به ديگرى ، تا چهار نفر در زُبْيه افتادند ؛ و شير همگى را مجروح كرده و كشت . در اين حال مردى دست به حربه برد و شير را كشت . و چون آن چهار نفر را از زُبْيه بيرون كشيدند ، همگى مرده بودند .
أقوام و خويشاوندان آن سه مرد ديگر ، به نزد خويشاوندان مرد أوّل كه سقوط كرده بود ، و بالأخره به سه نفر خود را آويزان نموده بود رفته ، و به آنها گفتند : ديه و پول خون اين سه نفرى را كه خويشاوند شما هلاك كرده است ، بايد به ما بدهيد ! زيرا اگر نبود اين سه نفر به زُبْيه فرو نمىافتادند .
خويشان أوّلى گفتند : خويش ما به يك نفر خود را چسبانيده و آويزان كرده است ، و ما فقط ديهء او را مىدهيم . و كار به نزاع و اختلاف كشيده شد . تا
هامش
( 1 ) - زُبْية با ضمّهء زآء معجمه حفرهاى است كه براى شكار كردن شير حفر مىكنند ؛ و آن را زُبْية نامند ؛ براى آنكه اين گودال را در محلّ مرتفعى همچون تپّه مىكَنَنْد ، و اسم محلّ مرتفع زُبَيهء است . و اين حفره را كه زُبْيَة گويند ، از باب تسميهء حالّ به اسم محلّ است . و أصل زُبْيَه ، زَابية است كه آب تا آنجا بالا نمىرود ؛ و در مَثَل آمده است كه : بَلَغ السَّيلُ الزُّبَا يعنى « سيل به بالاى تپّه رسيد » .