تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
و در كتاب « إبَانه » آورده است كه : أبُو امَامَه گفت كه رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم گفت : أعْلَمُ بِالسُّنَّةِ وَ الْقَضَاءِ بَعْدِى عَلِىُّ بْنُ أَبِيطَالِبٍ . « داناترين فرد بعد از من ، به سنّت من و به حكم در ميان مردم ، على بن أبى طالب است . » و در كتاب « جِلآءْ و شِفآءْ و إحَنْ و مِحَنْ » آورده است كه حضرت صادق عليه السّلام گفتند : على عليه السّلام در يَمَن در قضيّه‌اى كه پيش آمده بود ، به طرزى حكم نمود ؛ أهل يمن به نزد رسول الله آمدند و گفتند : إنَّ عَلِيّاً ظَلَمَنَا « على در حكم اين قضيّه ، به ما ظلم نموده است . » رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم گفت : إنَّ عَلِيّاً لَيْسَ بِظَالِمٍ وَ لَمْ يُخْلَقْ لِلظُّلْمِ وَ إنَّ عَلِيّاً وَلِيُّكُمْ بَعْدِى وَ الْحُكْمُ حُكْمُهُ وَ الْقَوْلُ قَوْلُهُ لَا يَرُدُّ حُكمهُ إلَّا كَافِرٌ وَ لَا يَرْضى بِهِ إلَّا مُؤْمِنٌ . « حقّاً و تحقيقاً على ظالم نيست ؛ و براى ظلم خلق نشده است ؛ و حقّا على ولىّ و صاحب اختيار شماست بعد از من ! حكمْ حكمِ اوست ، و گفتارْ ، گفتارِ اوست ؛ حكم وى را ردّ نمىكند مگر كافر ؛ و او را نمىپسندد مگر مؤمن « 1 » » . و چون اين مطالب ثابت است ؛ بنابراين براى ايشان سزاوار نيست كه پس از رسول خدا در محاكمات و قضاياى خود به غير على رجوع كنند . و عبارت قَضَآء هم كه در اين روايات آمده است ؛ شامل جميع علوم دين مىشود . و بر اساس اينكه عَلِىّ أعْلَم است جايز نيست غير او را بر او ترجيح دهند و به او رجوع نمايند زيرا در اين صورت تَقْدِيم مَفْضُول بر فَاضِل خواهد شد . « 1 »
هامش
- ربّك و قال : يا ربّ انّ هذا قضى به غير ما قضيتُ « در قيامت كه زمين به صورت نقره و آسمانها به صورت نقره درخشندگى دارند ؛ اگر رسول خدا دست ترا بگيرد ، و در پيشگاه پروردگارت وقوف دهد و پس از آن بگويد : اى پروردگار من : اين مرد به غير از طريقى كه من قضاوت مىكردم ، قضاوت نموده است ، جواب خدا را چه خواهى گفت ؟ ! » سعيد بن أبى الخضيب مىگويد : فاصفرّ وجه ابن أبى ليلى حتّى عاد مثل الزعفران « رنگ چهرهء ابن أبى ليلى همچون زردى رنگ زعفران زرد شد » آنگاه ابن أبى ليلى به من گفت : الْتَّمس لنفسك زَميلًا و الله لا أُكلّمك من رأسى كلمةً أبداً . « تو براى خودت رفيق سفر ديگرى را طلب كن ! و سوگند به خدا كه من ديگر تا أبد يك كلمه با تو سخن نخواهم گفت . » ( 1 ) - شيخ محمّد حسين مظفّر در كتاب « تاريخ الشّيعة » ص 125 و 126 گويد : از جمله قضاوت‌هاى حضرت بين أهل يمن همان است كه صدوق در « أمالى » خود ، در مجلس پنجاه و پنجم از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده است كه : اسبى از يكى از أهالى يمن از محلّ خود گريخت و با پاى خود به مردى زد و او را كشت . اولياى مقتول ، اسب را گرفتند و مرافعه را نزد علىّ عليه السّلام بردند . صاحب اسب إقامهء بيّنه و شاهد نمود كه اسب از خانه‌اش گريخته است ، و آن مرد را با سم پاى خود كوفته است . حضرت خون آن مقتول را هدر شمردند . اولياى مقتول از يمن به حضور رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم رسيّده و از أمير المؤمنين عليه السّلام در بارهء حكمى كه كرده بود شكايت نمودند و گفتند : إنَّ عليًّا ظلَمَنا و أبطَل دَمَ صاحبِنا . « على به ما ستم نمود و خون رفيق ما را باطل شمرد . » رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمود : إنَّ عَليًّا لَيْسَ بِظَلَّامٍ وَ لَمْ يُخْلَقْ عَلىٌّ لِلظُّلْمِ ؛ وَ إنَّ الْوِلَايَةَ مِنْ بَعْدِى لِعَلىٍّ ، وَ الْحُكْمُ حُكْمُهُ وَالْقَوْلُ قَوْلُهُ ، لا يَرُدُّ حُكْمَهُ وَ قَوْلَهُ إلّا كافِرٌ ؛ وَ لَا يَرْضَى بِحُكْمِهِ وَ قَوْلِهِ وَ وِلَايَتِهِ إلّا مُوْمِنٌ . چون مردم يمن اين سخن را از رسول خدا دربارهء على عليه السّلام شنيدند گفتند : يا رَسولَ اللهَ ! رَضينا بِقَوْلِ عَلىّ وَ حُكْمِهِ . رسول خدا فرمود : هُوَ تَوْبَتُكُمْ مِمّا قُلْتُمْ !
امام شناسى (فارسى) — صفحة 146 | السيد محمد حسين الطهراني