متمكّنى بود ، مشايخ را گرامى مىداشت ، و اين احاديث را طلب مىنمود ؛ و آنها او را به اين احاديث حديث مىكردند .
و از عَبْدُ المؤمن بن خَلَف نَسَفِى وارد است كه گفت : من از أبوعَلِى صالح بن مُحَمَّد دربارهء أبوصَلْت هَرَوى سؤال كردم . گفت : من ديدم كه : يحيى بن مُعِين دربارهء او گفتار خوبى دارد ؛ و او را به نيكى مىستايد . و من ديدم كه يحيى بن مُعِين نزد أبوصَلْت بود ؛ و از اين حديثى كه از أبومعاويه دربارهء على روايت شده است : أنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِىٌ بَابُهَا چون از او پرسيدند ؛ گفت : اين حديث را فيدى أيضاً روايت كرده است ! گفتم : اسم فيدى چيست ؟ گفت : مُحمّد بن جَعْفَر !
در اينجا نيز خطيب مىگويد : من مىگويم : جماعتى از أئمّهء حديث ( عامّه و أهل تسنّن ) أبوصَلْت را تضعيف كردهاند ، دربارهء أحاديث ديگرى كه از او روايت شده است . و از إبراهيم بن يعقوب جوزجانى وارد است كه : كانَ أبوالصَّلْتِ الْهَرَوى زائغاً عَنِ الْحَقِّ ، مَائلًا عَنِ الْقَصْدِ سَمِعْتُ مَنْ حَدَّثَنى عَنْ بَعْضِ الائِمَّةِ ، أنَّهُ قَالَ فِيهِ : هُوَ أكذَبُ مِنْ رَوْثِ حِمَارِ الدَّجَّالِ وَ كانَ قَدِيمًا مُتَلَوِّثًا بِالْأقْذَارِ .
« أبوصَلْت هَرَوى از حقّ ، ميل به سوى باطل داشت ، و از راه مستقيم و اعتدال به انحراف مىگرائيد : من شنيدم از كسى كه از بعضى از پيشوايان و مشايخ حديث حكايت مىنمود كه دربارهء او مىگفتند كه : او دروغگوتر است از سرگين خرِ دُجَّال ، و از قديم الأيّام او با نجاستها و پليدىها خود را آلوده مىكرد . »
و از زكريّا بن يحيى ساجى وارد است كه : أبوصَلْت هَرَوى أحاديث ناشناخته و معيوب را روايت مىكند ، و او در نزد مشايخ سنّىها ضعيف شمرده مىشود .
و بَرَقانى به من گفت : از أبوصَلْت عبد السَّلام بن صالح هَرَوى در نزد أبُو الْحَسَنْ دَار قُطْبى سخن به ميان رفت . أبوالحسن گفت - در حالى من گوش مىدادم - كانَ خَبِيثًا رَافِضِيا .
« أبوصَلْت مرد خبيث و زشتى است ، او شيعه و رافضى است
» . دعلج به من گفت : كه او شنيده است از أبوسَعْد زَاهِر هَرَوى ، چون از أبوصَلْت از او پرسيده بودند كه دربارهء عبد السّلام بن صالح نظرت چيست ؟ او گفت :
امام شناسى (فارسى) — صفحة 110
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١١٠