تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
و رواياتى را در مثالب و طعن بر بعضى از صحابه بيان مىكرد . من از إسحق ابن إبراهيم از اين روايات پرسيدم كه اينها أحاديثى است كه روايت شده است ، مثل آنچه دربارهء أبومُوسى آمده است ؛ و آنچه دربارهء مُعَاوِيه روايت شده است . إسحق گفت : اينها أحاديثى است كه روايتى شده است . گفتم : تو ناپسند دارى كتابت آنها را ؛ و روايت كردن آنها را ، و روايت از كسى كه آنها را روايت مىكند ؟ ! إسحق گفت : امّا كسى كه آنها را روايت مىكند براى معرفت به أحوال قوم ، من آن را ناپسند نمىدانم ، و امّا كسى كه آنها را روايت مىكند كه بر اساس آنها دين خود را پايه گذارى كند ، و عيب قوم خود را بگيرد ، من روايت از او را صحيح نمىدانم . خبر داد به ما محمّد بن قاسم نِرْسى ، كه خبر داد به ما محمّد بن عبد الله شافِعى ، كه حديث كرد براى ما إسحق بن حسن بن مَيمُون حَرْبى كه حديث كرد براى ما عبد السّلام بن صالح - يعنى أبوصَلْت هَرَوى - كه حديث كرد براى ما أبومُعَاوِيه از أعمش از مُجَاهد از ابن عبّاس كه او گفت : رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم گفت : أنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِى بَابُهَا . و از أبوبكر أحمد بن محمد بن حَجَّاج مروزى وارد است كه از ابوعبد الله دربارهء أبوصَلْت پرسيدند ، او گفت : رَوَى أحَادِيثَ مَناكيرَ « أبوصَلْت روايتهاى ناپسند و شناخته ناشده را روايت مىكند . » و از عمر بن حسن بن على بن مالك وارد شده است كه از پدرم شنيدم كه مىگفت : از يحْيى بن مُعِين راجع به أبوصَلْت هَروى پرسيدم ، گفت : ثِقَهءٌ صَدُوقٌ إلَّا أنَّهُ يتَشَيعُ . « او مردى است موثّق و راست‌گو ؛ عيبى كه دارد آن است كه گفتار و مطلب شيعه را صحيح مىداند ، و خودش آن ادّعا را مىكند . » و از عبد الله بن جُنَيد وارد است كه گويد : من از يحْيى بن مُعِين دربارهء أبوصَلْت هَرَوى سؤال كردم ، گفت : قَدْ سَمِعَ وَ مَا أعْرِفُهُ بِالْكذْبِ « رواياتى را از مشايخ حديث شنيده است و بيان مىكند ؛ و من او را به دروغ نمىشناسم . » و دربار ديگر از يحْيى بن مُعِين كه سخن از أبوصَلْت هَرَوى به ميان آمد