مالٌ . و انْظُرُوا مَا حَضَرَ بِهِ الحَرْبُ مِن آنِية فَاقبِضُوهُ ! وَ مَا كَانَ سِوَى ذَلِكَ فَهُوَ لِوَرَثَتِهِ ؛ وَ لا تَطْلُبُنَّ عَبْداً خَارِجاً مِنَ العَسْكَرِ ! وَ مَا كَانَ مِن دَابَّة أوْ سِلاحٍ فَهُوَ لَكُمْ ! وَ لَيسَ لَكُمْ أُمُّ وَلَدٍ ، وَ الْمَوارِيثُ عَلَى فَريضَة اللهِ ؛ وَ أى امرأة قُتِلَ زَوْجُهَا فَلْتَعْتَدَّ أرْبَعَة أشْهُرٍ وَ عَشْراً .
قَالُوا : يا أميرَالمؤمنِينَ ! تُحِلَّ لَنا دِماءَهُم ؛ وَ لَا تُحِملُّ لَنا نِسَاءَهُمْ ؟ !
فَقالَ : كَذَلِكَ السِّيرة فِى أهلِ القِبْلَة ! فَخَاصَمُوهُ .
قالَ : فَهَاتُوا سِهَامَكُمْ ؛ وَ أقْرَعُوا عَلَى عَائِشَة ؛ فَهِى رَأسُ الْأمر وَ قَائِدُهُمْ ! فَعَرَفُوا وَ قَالُوا : نَسْتَغْفِرُ اللهَ ؛ فَحَمَهُمْ عَلِى .
وَ قَالَ عَلِى يوْمَ الجَمَلِ : نَمُنُّ عَلَيهِم بِشَهادَة أنْ لا إلَهَ إلّا اللَهُ ؛ وَ نُوَرِّثُ الْأبْناءَ مِنَ الآباء . « 1 »
« كسى را كه زخم ديده است ؛ نبايد كشت ؛ و كسى را كه فرار مىكند ، نبايد دنبال كرد ؛ و در چهرهء كسى كه پشت كرده است نبايد نيزه زد ، و كسى أسحلهء خود را بر زمين گذارد ، در أمان است ؛ و كسى كه در راه بر روى خود ببندد ، در أمان است ، و سپس أميرالمؤمنين هر كس را أعمّ از سياه پوستان و سرخ پوستان امان دادند ؛ و فرمود : نبايد زنى را و مالى را حلال شمرد ؛ و بدان تجاوز كرد ؛ و ببينيد آنچه از ظروف در ميدان جنگ است براى خود قبض كنيد ؛ و آنچه در ميدان نيست متعلّق به ورّاث مقتولين است ؛ و اگر بندهاى و غلامى ، خارج از لشكر باشد ، نبايد او را گرفت ؛ امّا آنچه از أسلحه و چهار پايانى كه با آن به جنگ آمده اند ، براى شماست ؛ و امِّ وَلَدِ مقتولان ، براى شما نيست ؛ و حقّى در آنها نداريد ؛ و بنا به دستور قرآن ، بايد ارث مقتولان به ورثهء ايشان برسد ؛ و هر زنى كه شوهرش كشته شده است ؛ بايد چهار ماه و ده روز عدّهء وفات نگاه دارد .
گفتند : إى أميرمؤمنان : چگونه تو ريختن خون أصحاب جَمَل را بر ما حلال مىدانى ؛ و ليكن تصرّف و إسارت زنهاى آنها را حلال نمىدانى ؟ !
حضرت فرمود : حكم و قانون دربارهء أهل قبله و مسلمانان اينطور است ! آنها با آن حضرت به گفتگو و جدال و مخاصمه پرداختند .
هامش
( 1 ) - « كنز العمّال » طبع أول ، ج 6 ، ص 83 .