بَعْدَ ذَلِكَ حُرْمَتُهَا الاولى ؛ و الحِسَابُ عَلَى اللهِ ؛ يعْفُو عَمَّن يشَاءُ وَ يعَذِّبُ مَن يشَاءُ . « 1 »
كينهء عائشه نسبت به على عليه السّلام
« و أمّا عائشه داستانش از اين قرار است ؛ كه پندار و خيال زنانه او را در گرفت ؛ و ليكن ما از اين به بعد هم احترام ديرين او نگه مىداريم ؛ و حساب بر خداست ؛ هر كس را بخواهد عفو مىكند ؛ و هر كس را كه بخواهد عذاب مىنمايد . »
و اين خطبه را ملّا على متّقى در « كنز العُمّال » بتمامها آورده است ؛ و ليكن آن مردى را كه در بين خطبهء آنحضرت برخاست ؛ و گفت : أيّهَا النَّاس سوگند به خداوند كه اگر شما از او اطاعت كنيد ؛ به قدر اندازهء موئى شما را از مِنهاج و مُنهَل پيغمبرتان دور نمىكند ؛ زيرا كه به او علم مَنايا و قَضَايا و فَصْلُ الخِطَابِ داده شده است و پيغمبر به او گفته است : أنْتَ مِنِّى بِمَنزِلَة هَارُونَ مِن مُوسَى إلَّا أنَّهُ لَا نَبى بَعْدِى ؛ عمّار ذكر كرده است ؛ و گفته است : ( فَقَامَ عَمَّارُ فَقَالَ : أَيهَا النَّاسُ ) ! و به نظر حقير اين درست است ؛ زيرا أوّلًا اينگونه تعريف و معرّفى كردن أميرالمؤمنين « عليه السّلام » را از عمّار ياسر با آن سوابق حسنهء او أقرب است ؛ تا يك مرد ناشناسى از قبليهء بكر كه اسم او عبّاد بوده ؛ و در وهلهء اوّل با لسان شديد و تند به اعتراض برخاسته است . و ثانيّاً لفظ عمّار با لفظ عُبّاد ، در كتابت بسيار بههم شبيه است ، و به ظنّ قوى ، ناسخ در كتابتْ عبّاد را بهجاى عمّار خوانده ؛ و چنين در نسخهء « احتجاج » و « غاية المرام » نوشته است .
و راجع به عائشه در « كنز العمَّال » بدين عبارت است كه : وَ أَمَا عَائشَة فَقَدْ أَدْرَكَهَا رَأى النِّساءِ وَ شَىءٌ كَانَ فِى نَفْسِهَا عَلَى يغْلِى فِى جَوفِهَا كَالمِرْجَلِ ؛ وَ لَو دُعِيتُ لِتَنالِ مِن غَيرِى مَا أنتَ بِهِ إلَى لَمْ تَفْعَلْ ؛ وَ لَهَا بَعْدَ ذَلِكَ حُرْمَتُهَا الاولَى ؛ وَ الحِسَابُ عَلَى اللَهِ ؛ يعْفُوَ عَمَّنْ يشَاءُ ؛ وَ يعَذِّبُ مَن يشَاءُ . « 2 »
هامش
( 1 ) - « احتجاج » أبى منصور أحمد بن على بن أبىطالب طبرسى ؛ طبع مطبعهء نعمان ، نجف اشرف ، ج 1 ، ص 246 تا ص 248 ؛ و « غاية المرام » قسمت أوّل ، ص 150 و ص 151 حديث شمارهء شصت و چهارم ، از « احتجاج » .
( 2 ) - « كنز العمال » طبع أول ، ج 8 . ، ص 215 تا ص 217 و « منتخب كنز العمّال » ج 6 ، ص 315 تا ص 331 .