روايات أعيان عامّه ، حديث منزله را
بارى حديث أنْتَ مِنِّى بمَنزِلَة هَارونَ مِن مُوسَى إلَّا أنَّه لا نَبىّ بَعْدى كه در بين علماء چه شيعه و چه عامّه ، به حديث منزله مشهور است ، از روايات مُسَلّم الصُّدور از رسول خداست كه فريقين ادّعاى تواتر آن را كردهاند . و مىتوان آنرا از زمرهء عدّه معدودى از أحاديث متواترهء لفظيهء رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » به شمار آورد . و در هيچ كتابى ، چه تفسير ، و چه حديث ، و چه تاريخ ، و چه سيره ، و چه سُنَن ديده نمىشود إلّا آنكه اين حديث را در موارد عديدهاى از رسول الله روايت كردهاند .
سيّد هاشم بَحرانِى در « غاية المرام » در باب هشتاد و سوّم از طريق عامّه يازده حديث ؛ و از طريق خاصّه در باب هشتاد و چهارم ، بيست و يك حديث آورده است ، در اينكه إنَّ عَلِيّا عَلَيهِ السّلامُ وَزِيرُ رَسُولِ اللهِ وَ وَارِثُهُ . و در باب بيستم يكصد حديث از عامّه ؛ و در باب بيست و يكم هفتاد حديث ، با ذكر سند و مأخذ و اتّصال روايت آورده است ، در اينكه : رسول خدا به على گفتند :
أنتَ مِنِّى بمَنزِلَة هَارونَ مِن مُوسَى إلَّا أنَّه لا نَبىّ بَعْدى !
و ما در اينجا به ذكر چند حديث از عامّه و چند حديث از خاصّه اكتفا مىكنيم .
عبدالله بن أحمد بن حنبل با سند متّصل خود روايت مىكند از موسى جُهَنى كه گفت : من وارد شدم بر فاطمه « عليها السّلام » ( دختر أميرالمؤمنين « عليه السّلام » ) ، رفيق من أبومهدى گفت : تو مگر چقدر عمر دارى ؟ ! گفتم : هشتاد و شش سال ! موسى جهنى مىگويد : رفيق من گفت : آيا تو از پدرت چيزى نشنيدهاى ؟ ! گفتم : پدرم گفت : فاطمه براى من حديث كرد كه أسمآء بنت عُمَيس براى او حديث كرده بود كه : رسول خدا به على گفته بود :
أنْتَ مِنِّى بمَنزِلَة هَارونَ مِن مُوسَى إلا أنَّه لا نَبى بَعْدى ! « 1 »
هامش
( 1 ) - « غاية المرام » قسمت أوّل ، ص 110 حديث هفتم . و ص 122 حديث هشتاد و سوّم و « بحارالانوار » طبع كمپانى ، ج 9 ، ص 239 و اين حديث را به همين عبارتى كه ما ترجمهء آنرا آورديم در « غاية المرام » و در « بحار الأنوار » از « مسند » أحمد حنبل ذكر كردهاند ؛ ولى ظاهراً در حديث جملهء « آيا از پدرت چيزى شنيدى » اشتباهاً زياد شده و متعلّق به حديث ابراهيم و يا عامر و يا مصعب و يا عائشه