تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
وَ إنَّ الحَقَّ عَلَى لِسَانِكَ ، وَ فِى قَلبِكَ ، وَ بَينَ عَينَيكَ ! وَ إنَّ الإيمَانَ خَالَطَ لَحْمَكَ وَ دَمَكَ ، كَمَا خَالَطَ لَحْمِى وَ دَمِى ! وَ إنَّهُ لا يرِدُ الحَوْضَ مُبغِضٌ لَكَ ! وَ لا يغِيبُ مُحِبّ لَكَ غَداً عَنِّى حَتَّى يرِدَ عَلَى الحَوْضَ مَعَكَ يا عَلِى ! فَخَرَّ عَلِى عليه السّلام سَاجِداً ؛ ثُمَّ قالَ : الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى مَنَّ عَلَى بالإسْلامِ ؛ وَ عَلَّمَنى القُرآنَ ؛ وَ حَبَّبَنِى إلَى خَيْرِ الْبَرِية : خَاتَمِ النَّبِيِّينَ ، وَ سَيدِ المُرْسَلِينَ ، إحْسَاناً مِنهُ إلَى وَ فَضلًا مِنهُ عَلَى . فَقَالَ رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلّم : يا عَلِى لَوْ أنتَ لَم يعْرف المُؤمِنُونَ بَعْدِى . « 1 » « اگر دربارهء تو گروهى از امّت من نمىگفتند آنچه را كه نصارى دربارهء عيسى بن مريم گفتند ؛ من امروز دربارهء تو گفتارى مىآوردم ، كه به پيرو آن بر هيچ جماعتى عبور نمىنمودى ؛ مگر آنكه خاك را از زير دو قدمت مىگرفتند و بر مىداشتند ؛ و زيادى و غُسالهء آب وضوء و غسل تو را مىگرفتند ؛ و آنها را وسيلهء شفاى خود قرار مىدادند ؛ و ليكن همين‌قدر كافى است كه من دربارهء تو بگويم كه : تو از من هستى ؛ و من از تو هستم ؛ تو از من إرث مىبرى و من از تو ارث مىبرم ! و نسبت تو با من ، همانند نسبت هارون است با موسى ؛ به‌جز آنكه پس از من پيامبرى نيست ! و تو حقّاً ذِمِّهء مرا إبراء مىكنى ! و بر آئين و سنّت من كارزار
هامش
( 1 ) - « بحار الانوار » طبع كمپانى ، ج 9 ، ص 241 و ص 242 . و متن اين حديث مبارك را در « غاية المرام » قسمت اوّل ، ص 115 و ص 116 تحت شمارهء 60 از خوارزمى در « فضائل » با سند متّصل خود از ابراهيم بن عبدالله بن العلاء از پدرش ، از زيد بن على بن الحسين بن على بن أبىطالب ، از پدرش از جدّش ، از على « عليه السّلام » روايت كرده است . و عبارات آن همين عبارات است و نيز اضافه دارد كه : و إنّ أعدائك غداً ظَمَأ مُظمئينَ مُسْوَدة وجوههم يفتحمونَ مُقمَحونَ ! يضربون بالمقامع و هى سياطٌ من نارٍ مقتحمين ! و أنت باب علمى ! و همچنين در « غاية المرام » مختصر اين حديث را از خوارزمى در « مناقب » ، از ناصر للحقّ در ضمن حديث طويلى روايت كرده است . و نيز در « غاية المرام » اين حديث را بطوله از كتاب « المناقب الفاخرة » با سند متّصل خود از جابربن عبدالله روايت كرده است و در پايان حديث اين جملات را اضافه دارد كه : يا علىّ لقد جعل الله نسل كلّ نبىّ من صُلبه ؛ و نسلى من صُلبك ! فأنت أعزّالخلق لَدَىّ ؛ و أكرمهم لَدَى و مُحِبِّوك اكرم عَلَىّ من امّتى . و نيز در « غاية المرام » ؛ قسمت اوّل ص 127 حديث شمارهء 4 از طريق خاصّه از شيخ صدوق با اسناد متّصل خود از جابربن عبد الله با عين عبارات مذكوره آورده است .