« بهدرستى كه برادر من ، و وزير من ، و وصىّ من ، و جانشين من در أهل من على بن أبىطالب است . » و در خبرى وارد است كه : « اى على تو پس از من إمام و أمير مردم هستى ! و تو پس از من صاحب و وزير هستى ! و در تمام امّت من مثل تو نظيرى نيست . ! »
معناى وزير در لغت ، يكى از چهار معناست
و سپس در معانى وزير گويد : وزير يا از وَزَرْ گرفته شده است ، كه به معناى مَلْجَأ و پناه است ، و به همين جهت كوه عظيم را وَزَر نامند ؛ و يا از اوزار گرفته شده است ، كه به معناى امتعه و أسلحه مىباشد ، چون وزير كليددار خزينههاى پادشاه است ؛ و يا از وِزْر گرفته شده است ، كه به معناى گناه است ؛ چون وزير تحمّل بارهاى سنگين شاه را نمىنمايد ؛ و يا از أزر گرفته شده است كه به معناى پشت است ؛ يعنى بهوسيلهء او پشت مرا محكم كن ، و استوار و متين گردان ! »
وابن الحجّاج گويد :
أنَا مَولَى محَمَّدٍ وَ عَلِى * وَ الإمامَينِ شُبَّرِ وَ شُبَير 1
أَنا مَوْلَى وَزِيرِ أحْمَدَ يا مَن * قَدْ حَبَا مُلْكَهُ بِخَيرِ وَزِيرِ 2 « 1 »
1 - « من در تحت ولايت محمّد و على ؛ و دو إمام شُبَّر و شُبَير هستم .
2 - من در تحت ولايت وزير أحمد هستم . اى احمدى كه ملك خود را به بهترين وزير اعطاء نمودى ! »
و حِميرىّ گويد :
وَ كَانَ لَهُ أخاً وَ أمِينَ غَيبٍ * عَلَى الوَحْى المُنَزَّلِ حِينَ يوحَى 1
وَ كَانَ لاحْمَدٍ الهَادِى وَزيراً * كَما هَارُونَ كَانَ وَزَيرَ مُوسَى 2 « 2 »
1 - « على براى پيامبر برادر بود ؛ و أمين غيب بر وحيى بود كه بر آنحضرت نازل مىشد .
2 - و براى پيامبر أحمدِ هادى وزير بود ؛ همانطورى كه هارون براى موسى وزير بود . »
و استاد أبوالعبّاس ضبّى گويد :
لِعَلِىّ الظُّهْرِ الشَّهِيرِ مَجْدٌ أَنافَ عَلَى ثَبِيرِ * صِنُوا النَّبِىّ مُحَمَّدٍ وَ وَصِيّهُ يوْمَ الغَديرِ « 3 »
هامش
( 1 و 2 و 3 ) « مناقب » ابن شهرآشوب ج 1 ، ص 550 .