تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
تشكيك كند ؛ و يا در دلالت آنها بر ولايت و إمامت آن‌حضرت تشكيك كند ؛ آن‌وقت حمل بر معنائى نموده است كه اگر به طفلان بگويند ؛ بطلان آن‌را به روشنى مىدانند .

روايات صحيحهء أعلام عامّه ، در حديث منزله

شيخ سُليمان قُندُوزى حنفى از كتاب « مودّة القربى » از انس بن مالك مرفوعاً روايت كرده است كه رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » گفتند : إنَّ اللهَ اصطَفانِى عَلَى الْأنْبياءِ فَاخْتَارَنى وَ اخْتَارَ لى وَصِيا ، وَ اخْتَرْتُ ابنَ عَمِّى وَصِيى ، يشَدُّ عَضُدِى كَما يشَدُّ مُوسَى بأخيهِ هارُونَ ، وَ هُوَ خَلِيفَتِى وَ وَزيرى ، وَ لَوْ كَانَ بَعْدِى نَبِىّ لَكانَ عَلِى نَبِيّا وَ لَكِن لَا نُبُوَّة بَعْدِى « 1 » « خداوند مرا بر همهء پيامبران برگزيد ، و از ميان آنها انتخاب كرد و اختيار فرمود ؛ و براى من وصىّ اختيار كرد . و من پسر عمويم را وصى خود كردم كه بدان بازوى من محكم شود همان‌طور كه موسى به برادرش هارون استحكام يافت . او خليفهء من و وزير من است ، و اگر پس از من پيامبرى مىبود همانا على پيامبر بود ، و ليكن بعد از من نبوّتى نيست . » و نيز مير سيّد على هَمدانى در كتاب « مَودّةُ القُربى » از أبوموسى حميدى آورده است كه گفت : من با رسول خدا « صلّى الله عليه و آله و سلّم » و با أبوبكر و عمر و عثمان و على بوديم . رسول خدا به سوى أبوبكر روى كرد ، و گفت : اى أبابكر ! اين را كه مىبينى وزير من است در آسمان ؛ و وزير من است در زمين ؛ يعنى : على بن أبىطالب . اى أبوبكر اگر تو مىخواهى كه خداوند را ملاقات كنى ؛ و او از تو خشنود باشد ؛ على را خشنود كن ! زيرا كه رضاى او رضاى خداست و غضب او غضب خداست . « 2 » و در مودّت هفتم از حضرت صادق از پدرانش « عليهم السّلام » آورده است كه : لَقَدْ قَالَ النّبىّ صلّى الله عليه وَ آلِه وَ سلَّم لِعَلِى عليه السّلام فِى عَشَرَة مَوَاضِعِ : أنتَ مِنِّى بِمَنزِلَة هَارُونَ مِن مُوسَى . « 3 »
هامش
( 1 ) - « ينابيع المودّة » طبع اسلامبول ، أوّلين طبع ، ج 1 ، باب 56 ، ص 251 در مودّت سادسه از كتاب « مودّة القربى » سيّد على همدانى . ( 2 و 3 ) - « ينابيع المودّة » ، ج 1 ، باب 56 ، ص 251 ، در مودّت ششم . و ص 254 موّدت هفتم .