تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
مواضع شبهه را مىداند ؛ و مواقع طعن ؛ و أطوار و أنوع تأويل را إطلّاع دارد . و در اين صورت در إبطال مناقب على به حيله‌هائى متوسّل مىشود ؛ و فضائل مشهورهء وى را تأويل مىنمايد . پس گاهى فضائل على را تأويل مىكند به چيزهايى كه محتمل نيست ؛ و گاهى مقصودش اين‌است كه از قدر و قيمت آن فضائل ؛ با قياسى كه آنها را باطل كند ؛ و درهم كند و پاره و خرد كند ؛ بكاهد .

هشتاد سال سبّ أمير المؤمنين عليه السّلام را بر فراز منابر

و معذلك اين كارها نه تنها در كم كردن فضائل على تأثيرى نبخشيد ؛ مگر آنكه قوّت و رفعت آنها را زياد كرد ؛ و وضوح و درخشش آنها را تقويت نمود . و تو مىدانى كه مُعاويّه و يَزيد و آنان كه بعد از ايشان بودند يعنى بنى مروان در مدّت حكومتشان - كه قريب هشتاد سال بود - از هيچ سعى و جدّيّتى در ترغيب و حمل مردم بر ستم بر على و لعن او ؛ و پنهان كردن فضيلت‌هاى او ؛ و مختفى نمودن مناقب او ؛ و سوابق او مضايقه ننمودند . خالد بن عبد الله وَاسِطى ؛ از حصين بن عبد الرّحمن ؛ از هِلال بن يَسَاف ؛ از عبد الله بن ظالم روايت مىكند كه گفت : چون براى خلافت معاويه از مردم بيعت گرفتند ؛ مُغيرة بن شُعْبَه خطبائى را برانگيخت كه على « عليه السّلام » را لعنت كنند . سعيد بن زيد بن عمرو نُفَيل گفت : آيا اين مرد ظالم را نمىبينيد كه أمر به لعن مردى مىكند كه او از أهل بهشت است ؟ ! سليمان بن داود ؛ از شُعْبَه ؛ از حُرِّ بن صَبَّاح ؛ روايت مىكند كه گفت : شنيدم از عبدالرحمن بن أخنس كه مىگفت : من در نماز و خطبهء مُغيرة بن شُعْبه حضور داشتم كه خطبه خواند ؛ و از على « عليه السّلام » اسم‌برد ؛ و از او به زشتى ياد كرد . كُرَيب ؛ از أبُواسامه ؛ از صَدَقَ بن مُثَنَّى نَخَعِىّ ؛ از رياح بن حارث ؛ روايت مىكند كه گفت : در وقتى كه مغيرة بن شُعبهء در مسجد أكبر بود و در نزد او جماعتى از مردم بودند ؛ مردى به نزد وى آمد ؛ كه او را قَيسُ بنُ عَلْقَمَه مىگفتند ؛ آمد و روبه‌روى مغيره ايستاد و على « عليه السّلام » را سبّ كرد . محمد بن سعيد إصفهانى ؛ از شريك ؛ از محمّد بن اسحق ؛ از عمرو بن على بن
امام شناسى (فارسى) — صفحة 50 | السيد محمد حسين الطهراني