و شاملى كه در جملهء مستثنى منه إراده شده است . و چون در اين حديث ، عبارت إلَّا انَّهُ لَا نَبِىَّ بَعْدِى وارد شده است ؛ به دست مىآيد نبوّت كه يكى از منازل است ؛ و استثناء گرديده است ؛ از معناى عامّ و شاملى بوده است كه در عبارت مستثنى منه آمده ؛ و آن لفظ منزله است . پس لفظ منزله به معناى همگى منازل و مقامات است .
در اينجا نيز ناگفته نماند كه مراد از لفظ بَعْدى در عبارت إلَّا انَّهُ لَا نَبِىَّ بَعْدِى به معناى بعد از مردن من نيست ؛ بلكه به معناى بعد از نبوّت من است . و رسول خدا مىفرمايد : ديگر پس از اين پيغمبرى من ، پيغمبرى نيست ؛ چه آن پيامبر در زمان حيات من باشد ؛ و چه بعد از مرگ من .
و از اينجا روشن مىشود كه عبارت أنْتَ بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى ، شامل تمامى منازل براى آن حضرت مىشود ؛ از وزارت ، و إمامت ، و خلافت ، چه رسول خدا در زندگى باشند ؛ و چه پس از رحلت ، همچنانكه همهء اين منازل ، براى هارون به همين گونه ثابت بود ؛ و نيز استخلاف رسول خدا أمير المؤمنين را در شهر مدينه در واقعهء تبوك كه بدون شكّ يكى از مواطن و مواقف اين حديث است ؛ بر اين معنى دلالت دارد .
و به طور كلّى هر كس بدين حديث بنگرد ، مىبيند كه : رسول خدا براى مقام والاى أميرمؤمنان ، مقام شخص دوّمى را بيان كردهاند ؛ و در تمام امور از رتقّ و فَتْق و قضاء و حكومت و سپهسالارى و سيادت و ولايت در مرتبهء دوّم قرار داشته ؛ و شخص رسول خدا شخص اوَّل بودهاند و إمامت أمير المؤمنين « عليه السّلام » نه تنها بعد از رحلت رسول خدا بوده است ؛ بلكه در زمان حيات آن حضرت إمام و والى مقام ولايت بودهاند . غاية الامر در درجه و مرتبهء دوّم ؛ و در طول إمامت و ولايت رسول الله ، نه در عرض آن . و ايناست مقام و مرتبهء شخص دوّمى كه از حديث بهدست مىآيد ؛ و به عنوان استخلاف و جانشينى مورد مذاكره است . يعنى در درجهء دوّم و در صورت غيبت و يا ارتحال رسول خدا بوده ؛ و يا در حضور ، و ليكن در رتبهء دوّم همچنانكه معناى وزير اين حقيقت را مىرساند . « 1 »
هامش
( 1 ) - علّامهء طوسى در « تجريد الاعتقاد » بدين روايت استدلال بر إمامت آنحضرت كرده است و گفته